شيخ محمد جعفر امامى

21

لغات در تفسير نمونه ( فارسى )

نر « ثور » مىگويد ، به خاطر آن است كه زمين را با آن شخم مىكند . « 1 » [ أَثارُوا الأَرْضَ : ] « أَثارُوا الأَرْضَ » جملهء « أَثارُوا الأَرْضَ » ( زمين را زير و رو كردند ) ، ممكن است اشاره به شخم كردن زمين براى زراعت و درختكارى ، يا كندن نهرها و قناتها و يا بيرون آوردن شالودهء عمارت‌هاى بزرگ ، و يا همهء اينها باشد ؛ چرا كه جملهء « أَثارُوا الأَرْضَ » مفهوم وسيعى دارد كه تمام اين امور را كه مقدمهء عمران و آبادى است ، شامل مىشود . « 2 » [ أَثارَة : ] « أَوْ أَثارَةٍ مِّنْ عِلْمٍ » علماى لغت و مفسران براى « أَثارَة » از مادّهء « أثر » ( بر وزن حلاوة ) چند معنا ذكر كرده‌اند : « باقيماندهء چيزى » ، « روايت » و « علامت » ، ولى ظاهر اين است كه همه ، به يك معنا بازمىگردد ، و آن اثرى است كه از چيزى باقى مىماند ؛ و دليل بر وجود آن است . « 3 » [ إِثَّاقَلْتُمْ : ] « إِثَّاقَلْتُمْ إِلَى الأَرْضِ » « اثَّاقَلْتُمْ » از مادّهء « ثِقَل » به معناى سنگينى است ، و جملهء « اثَّاقَلْتُمْ الَى الأَرْضِ » كنايه از تمايل به ماندن در وطن و حركت نكردن به سوى ميدان جهاد است ؛ و يا كنايه از تمايل به جهان ماده و چسبيدن به زرق و برق دنيا است . در هر صورت اين وضع گروهى از مسلمانان ضعيف‌الايمان بود ، نه همهء آنها و نه مسلمانان راستين و عاشقان جهاد در راه خدا . « 4 » [ أَثَر : ] « قَبْضَةً مِّنْ أَثَرِ الرَّسُولِ » « أَثَر » از مادّهء « أثر » در تفسير اول ، به معناى « خاك زير پا » است ، و در تفسير دوم به معناى « بخشى از تعليمات » است . « 5 » [ أَثَرْنَ : ] « فَأَثَرْنَ بِهِ نَقْعاً » « أَثَرْنَ » از مادّهء « اثاره » به معناى پراكندن « غبار » يا « دود » است ، و گاه به معناى « به هيجان آوردن » نيز به كار رفته است ، همچنين گاه به معناى پخش شدن امواج صوت در فضا آمده . « 6 » [ أَثقال : ] « وَأَخْرَجَتِ الْأَرْضُ أَثْقالَها » در اين كه منظور از « أَثْقال » ( بارهاى سنگين ) در اينجا چيست ؟ مفسران تفسيرهاى متعددى ذكر كرده‌اند ؛ بعضى گفته‌اند : منظور

--> ( 1 ) . روم ، آيهء 9 ( ج 16 ، ص 395 ) ( 2 ) . روم ، آيهء 9 ( ج 16 ، ص 394 ) ( 3 ) . احقاف ، آيهء 4 ( ج 21 ، ص 318 ) ( 4 ) . توبه ، آيهء 38 ( ج 7 ، ص 489 ) ( 5 ) . طه ، آيهء 96 ( ج 13 ، ص 315 ) ( 6 ) . عاديات ، آيهء 4 ( ج 27 ، ص 268 )