شيخ محمد جعفر امامى

110

لغات در تفسير نمونه ( فارسى )

[ بِيَع : ] « لَهُدِّمَتْ صَوامِعُ وَ بِيَعٌ » « بِيَع » جمع « بِيْعة » به‌معناى « معبدنصارا » است كه « كنيسه » يا « كليسا » نيزبه‌آن‌گفته مىشود . « 1 » [ بيعت : ] « إِنَّمَا يُبايِعُونَ اللَّهَ » « بيعت » به معناى پيمان بستن براى فرمان‌بردارى و اطاعت از كسى است ، و چنين مرسوم بوده است آن كس كه پيمان اطاعت مىبست ، دست خود را در دست پيشوا و رهبر خود مىگذاشت ، و پيمان وفادارى را از اين طريق اظهار مىداشت . و از آنجا كه به هنگام « معامله و بيع » نيز دست به دست هم مىدادند و قرار داد معامله را مىبستند ، واژهء « بيعت » به اين پيمان‌ها اطلاق شده است - به خصوص اين كه آنها در پيمان خود ، گويى جان خويش را در معرض معامله با فردى كه با او اعلام وفادارى داشتند قرار مىدادند . « 2 » [ بَيِّنَة : ] « إِنِّي عَلى بَيِّنَةٍ مِّنْ رَّبِّي » « بَيِّنَة » در اصل ، به چيزى مىگويند كه ميان دو شىء فاصله و جدايى مىافكند به گونه‌اى كه ديگر هيچ گونه اتصال و آميزش با هم نداشته باشند ، سپس به دليل روشن و آشكار نيز گفته شده ، از اين نظر كه حق و باطل را كاملًا از هم جدا مىكند . در اصطلاح فقهى اگر چه « بيّنة » به شهادت دو نفر عادل گفته مىشود ولى معناى لغوى آن كاملًا وسيع است و شهادت دو عادل يكى از مصداق‌هاى آن مىباشد . و اگر به معجزات « بيّنة » گفته مىشود ، باز از همين نظر است كه حق را از باطل جدا مىكند و اگر به آيات و احكام الهى « بيّنة » گفته مىشود باز به عنوان مصداق اين معنا وسيع است . « 3 » [ بَيِّنَات : ] « مَا جآءَتْكُمُ الْبَيِّنَاتُ » « بَيِّنَات » جمع « بيّنه » به معناى دلايل روشن است و مفهوم گسترده‌اى دارد كه هم دلايل عقلى را شامل مىشود و هم آنچه از طريق وحى يا معجزات براى مردم تبيين شده است و ممكن است در سورهء « نحل » اشاره به معجزات و ساير دلائل اثبات حقانيت انبياء باشد ، در واقع « بيّنات » ، دلائل اثبات نبوت را مىگويد . « 4 » [ بَيْنَهُمْ : ] « الشَّيْطانَ يَنْزَغُ بَيْنَهُمْ »

--> ( 1 ) . حجّ ، آيهء 40 ( ج 14 ، ص 130 ) ( 2 ) . فتح ، آيهء 10 ( ج 22 ، ص 55 ) ( 3 ) . انعام ، آيهء 57 ( ج 5 ، ص 328 ) ؛ فاطر ، آيهء 40 ( ج 18 ، ص 305 ) ( 4 ) . بقره ، آيهء 209 ( ج 2 ، ص 104 ) ؛ نحل ، آيهء 44 ( ج 11 ، ص 269 ) ؛ فاطر ، آيهء 25 ( ج 18 ، ص 260 )