شيخ محمد جعفر امامى

101

لغات در تفسير نمونه ( فارسى )

[ بركات : ] « لَفَتَحْنَا عَلَيْهِمْ بَرَكَاتٍ » « بركات » جمع « بركت » است و در اصل به معناى « ثبات » و استقرار چيزى است و به هر نعمت و موهبتى كه پايدار بماند اطلاق مىگردد ، در برابر موجودات بىبركت كه زود فانى ، نابود و بىاثر مىشوند . « 1 » [ بُرُوج : ] « فِي السَّمآءِ بُرُوجاً » « بُرُوج » جمع « برج » در اصل ، به معناى قصر است ، و بعضى آن را به معناى « شىء ظاهر و آشكار » مىدانند . نام‌گذارى قصرها و عمارت‌هاى بلند و مرتفع را به اين نام ، به خاطر وضوح و ظهورشان دانسته‌اند ، به همين جهت ، قسمت مخصوصى از ديوار اطراف شهر يا محل اجتماع لشكر كه بروز و ظهور خاصى دارد « برج » ناميده مىشود ، و هنگامى كه زن زينت خود را آشكار سازد « تَبَرَّجَتِ الْمَرْأَةُ » مىگويند . بعضى از محققين معتقدند : اين كلمه از واژهء فارسى « بُرز » كه معناى بلندى ، بزرگى و شكوه است گرفته شده و برج‌هاى آسمانى ، يا به معناى ستارگان درخشان و روشن آسمان است ، يا به معناى « صورت‌هاى فلكى » ، يعنى مجموعه‌اى از ستارگان است كه در نظر ما شباهت به يكى از موجودات زمينى دارد . و برج‌هاى دوازدهگانه ، دوازده صورت فلكى است كه خورشيد در مسير سالانه خود در هر ماه محاذى يكى از آنها قرار مىگيرد ( البته خورشيد حركت نمىكند بلكه زمين به دور آن مىگردد ، ولى به نظر مىرسد خورشيد جا به جا مىشود و محاذى يكى از اين صورت‌هاى فلكى مىگردد ) . اين صورت‌هاى دوازده‌گانه عبارتند از : حمل ، ثور ، جوزا ، سرطان ، اسد ، سنبله ، ميزان ، عقرب ، قوس ، جدى ، دلو ، و حوت ، كه به ترتيب صورت‌هاى گوسفند ، گاو ، دو پسر بچه كه مشغول گردو بازى هستند ، خرچنگ ، شير ، خوشه ، ترازو ، عقرب ، كمان ، بز ، دلو و ماهى است . « 2 » [ برهان : ] « أَنْ رَّأى بُرْهانَ رَبِّهِ » « برهان » در اصل مصدر « بَرَه » به معناى سفيد شدن است ؛ سپس به هر گونه دليل محكم و نيرومند كه موجب روشنايى مقصود شود ، برهان گفته شده است . « 3 » [ بِساط : ] « لَكُمُ الأَرْضَ بِساطاً » « بِساط » از مادّهء « بسط » به معناى گستردن چيزى است ؛ و لذا واژهء « بساط » به هر چيز

--> ( 1 ) . اعراف ، آيهء 96 ( ج 6 ، ص 322 ) ( 2 ) . حجر ، آيهء 16 ( ج 11 ، ص 54 ) ؛ فرقان ، آيهء 61 ( ج 15 ، ص 162 ) ؛ بروج ، آيهء 1 ( ج 26 ، ص 340 ) ( 3 ) . يوسف ، آيهء 24 ( ج 9 ، ص 443 )