الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
27
خطبه حضرت زهراء ( س ) ( فارسى )
يَنْكَفِأُ « 1 » حَتّى يَطَأَ « 2 » صِماخَها و او هرگز از اين مأموريتهاى خطرناك باز نمىگشت مگر زمانى كه سرهاى دشمنان را بِاخْمَصِهِ « 3 » ، وَيُخْمِدَ « 4 » لَهَبَها « 5 » بِسَيْفِه پايمال مىكرد و آتش جنگ را با شمشيرش خاموش مىنمود مَكْدوداً « 6 » فِي ذاتِ اللَّهِ ، مُجْتَهِداً فِي امْرِ او ( على عليه السلام ) در راه خشنودى خدا متحمّل رنج و سختى گرديد و در راه انجام دستورات الهى اللَّهِ ، قَرِيباً مِنْ رَسُولِ اللَّهِ ، سَيِّداً فِي اوْلِياءِ تلاش مىنمود و به رسول خدا صلى الله عليه و آله نزديك و سيّد و سالار اولياى اللَّهِ ، مُشَمِّراً « 7 » ناصِحاً ، مُجِدّاً كادِحاً « 8 » خدا بود . او هميشه آمادهء ( فعاليت ) و خيرخواه مردم بود و با جديت و زحمت تلاش مىنمود وَانْتُمْ فِي رَفاهِيَّةٍ مِنَ الْعَيْشِ ، وادِعُونَ « 9 » و اين در حالى بود كه شما در رفاه و خوشگذرانى ، آسايش ،
--> ( 1 ) . بر نمىگشت ، دست بردار نبود . ( 2 ) . مضارع از مصدر « وطئ » لگدكوب مىكرد . ( 3 ) . فرورفتگى كف پا . ( 4 ) . « إخماد » : خاموش كردن . ( 5 ) . شعله آتش . ( 6 ) . رنجپذير ، رنج بر . ( 7 ) . اسم فاعل « شمّر » أزارَهُ عن ساقه : بالا زد پيراهن خود را از ساق پا . ( 8 ) . رنجبر ، زحمتكش . ( 9 ) . جمع « وادع » آسوده خيالان ، تن آسايان .