ج فرازمند
39
چهره منافقان در قرآن با استفاده از تفسير پر ارزش نمونه ( فارسى )
قُتِلْتُمْ فِى سَبِيلِ اللَّهِ أَوْ مُتُّمْ لَمَغْفِرَةٌ مِّنَ اللَّهِ وَرَحْمَةٌ خَيْرٌ مِّمَّا يَجْمَعُونَ ) . اصولًا نبايد اين دو را با هم مقايسه كرد ولى در برابر افكار پستى كه چند روز زندگى و ثروت اندوزى را بر افتخار جهاد و شهادت مقدّم مىداشتند راهى جز اين نبود كه بگويد : آنچه را شما از طريق شهادت يا مردن در راه خدا به دست مىآوريد بهتر است از آنچه كافران از راه زندگى نكبتبار و آميخته با شهوات و دنياپرستى خويش جمعآورى مىكنند . 3 از همه گذشته ، مرگ به معناى فنا و نابودى نيست كه اين قدر از آن وحشت داريد ، بلكه دريچهاى است به سوى زندگانى ديگرى در سطحى بسيار وسيعتر و آميخته با ابديّت ( وَلَئِنْ مُّتُّمْ أَوْ قُتِلْتُمْ لَإِلَى اللَّهِ تُحْشَرُونَ ؛ اگر بميريد و يا كشته شويد به سوى خدا باز مىگرديد ) . قابل توجّه اينكه در آيات فوق مردن در مسافرت در رديف شهادت در راه خدا ذكر شده است زيرا منظور از آن ، مسافرتهايى بوده كه در راه خدا و براى خدا انجام مىدادند ، مانند سفر به سوى ميدان جنگ و يا سفرهاى تبليغى و مانند آن و چون مسافرت در آن زمان آميخته با مشكلات و خطرات و بيماريهاى فراوان بوده ، لذا مرگ و مير در آن گاهى كمتر از مرگ و مير در ميدان جنگ نبود . و امّا اينكه بعضى از مفسّران احتمال دادهاند كه منظور از مسافرت در اينجا مسافرتهاى تجارى است ، بسيار از معناى آيه دور است ، زيرا كافران هرگز از چنين چيزى تأسّف نمىخوردند ، بلكه اين خود راه جمعآورى اموال بود ؛ بعلاوه ، اين موضوع تأثيرى در تضعيف روحيّهء مسلمانان بعد از جنگ احد نداشت و نيز عدم هماهنگى مسلمانان با كفّار در اين مورد حسرتى براى آنها ايجاد نمىكرد . بنابراين ، ظاهراً منظور ، مردن در اثناى سفر به سوى ميدان جهاد و يا ساير برنامههاى اسلامى بوده است .