ج فرازمند
32
چهره منافقان در قرآن با استفاده از تفسير پر ارزش نمونه ( فارسى )
ولى اين امر همچون شعلهء ضعيف و كم دوامى كه در يك بيابان تاريك و ظلمانى در معرض وزش طوفانهاست ديرى نمىپايد ، و سرانجام چهرهء واقعى آنها آشكار مىگردد ، و به جاى كسب موفقيّت و محبوبيّت ، منفور و مطرود خواهند شد و همانند كسى كه در بيابان راه را گم كرده و چراغ را از دست داده سرگردان مىمانند . اين نكته نيز قابل توجّه است كه در تفسير آيهء « هُوَ الَّذِى جَعَلَ الشَّمْسَ ضِيَاءً وَالْقَمَرَ نُوراً « 1 » ؛ آن خدايى است كه خورشيد را روشنايى و ماه را نوربخش قرار داد » ، از امام باقر عليه السلام چنين نقل شده كه فرمود : « أَضَائَتِ الْأَرْضُ بِنُورِ مُحَمَّدٍ صلى الله عليه و آله كَمَا تُضِىءُ الشَّمْسُ ، فَضَرَبَ اللَّهُ مَثَلَ مُحَمَّدٍ صلى الله عليه و آله الشَّمْسَ وَ مَثَلَ الْوَصِىِّ الْقَمَر « 2 » ؛ خداوند صفحهء روى زمين را به محمّد روشن ساخت همان گونه كه با نور آفتاب ، لذا محمّد را به خورشيد تشبيه كرد ، و وصىّ او ( على عليه السلام ) را به ماه . » يعنى نور ايمان و وحى ، عالمگير است ، در حالى كه نفاق اگر پرتوى هم داشته باشد تنها دايره كوچكى از اطراف خود را آن هم براى مدّت كوتاهى روشن مىكند . در مثال دوم ، قرآن صحنهء زندگى آنها را به شكل ديگرى ترسيم مىنمايد : از كرانههاى افق برق پر نورى مىجهد ؛ صداى غرّش وحشتزا و مهيب رعد ، نزديك است پردههاى گوش را پاره كند ؛ انسانى بى پناه در دل اين دشت وسيع و ظلمانى و پراز خطر ، حيران و سرگردان مانده است ؛ باران پر پشت ، بدن او را مرطوب ساخته ، نه پناهگاه مورد اطمينانى وجود دارد كه به آن پناه برد و نه ظلمت اجازه مىدهد گامى به سوى مقصد بردارد . قرآن در يك عبارت كوتاه ، حال چنين مسافر سرگردانى را بازگو مىكند : « يا همانند بارانى كه در شب تاريك ، توأم با رعد و برق و صاعقه ( بر سر رهگذارنى ) ببارد ( أَوْ كَصَيِّبٍ مِّنَ السَّمَآءِ فِيهِ ظُلُمَاتٌ وَرَعْدٌ وَبَرْقٌ ) » .
--> ( 1 ) . سورهء يونس ، آيهء 5 . ( 2 ) . تفسير نورالثّقلين ، ج 1 ، ص 36 .