ج فرازمند
18
چهره منافقان در قرآن با استفاده از تفسير پر ارزش نمونه ( فارسى )
« و اگر مىبينيد ما در برابر مؤمنان اظهار ايمان مىكنيم ما مسخرهشان مىكنيم ( إِنَّمَا نَحْنُ مُسْتَهْزِءُونَ ) ! » سپس قرآن با يك لحن كوبنده و قاطع مىگويد : « خدا آنها را مسخره مىكند ( اللَّهُيَسْتَهْزِئُ بِهِمْ ) ! » « و خدا آنها را در طغيانشان نگه مىدارد تا بكلّى سرگردان شوند ( وَيَمُدُّهُمْ فِي طُغْيَانِهِمْيَعْمَهُونَ « 1 » ) ! » آخرين آيهء مورد بحث ، سرنوشت نهايى آنها را كه سرنوشتى است بسيار غمانگيز و شوم و تاريك چنين بيان مىكند : « آنها كسانى هستند كه در تجارتخانهء اين جهان ، هدايت را با گمراهى معاوضه كردهاند ( أُوْلئِكَ الَّذِينَ اشْتَرَوُا الضَّلَالَةَ بِالْهُدَى ) . » و به همين دليل « تجارت آنها سودى نداشته ( بلكه سرمايه را نيز از كف دادهاند ! ) ( فَمَا رَبِحَتْ تِجَارَتُهُمْ ) . » « و هرگز روى هدايت را نديدهاند ( وَمَا كَانُوا مُهْتَدِينَ ) . » نكات قابل توجّه در اين آيات 1 ريشههاى نفاق هنگامى كه انقلابى در محيطى روى مىدهد - مخصوصاً انقلابى همچون انقلاب اسلام كه بر پايههاى حقّ و عدالت قرار داشت - مسلّماً منافع گروهى غارتگر و ظالم و خودكامه به خطر مىافتد ، آنها نخست با تمسخر و استهزا و سپس با استفاده از نيروى مسلّح ، فشار اقتصادى ، تبليغات مستمر اجتماعى ، سعى مىكنند انقلاب را در هم بشكنند .
--> ( 1 ) . « يعمهون » از مادهء « عمه » ، بر وزن « همه » به معناى تردّد و تحيّر در كارى است و به معناى كوردلى و تاريكى بصيرت كه اثر آن سرگردانى است نيز آمده است . ( به كتاب مفردات راغب و تفسير المنار و قاموس اللّغة مراجعه شود . )