السيد ابن طاووس ( مترجم : سيد احمد فهرى زنجانى )

83

اللهوف على قتلى الطفوف ( آهى سوزان بر مزار شهيدان ) ( فارسى )

فرمود : خواهرم امّ كلثوم و تو اى زينب و تو اى فاطمه و تو اى رباب توجّه كنيد ! ، من كه كشته شدم گريبان چاك مزنيد و صورت به ناخن مخراشيد و سخنان بيهوده بر زبان مياوريد . و بروايت ديگر ، زينب كه در گوشه‌اى با زنان و دختران حرم نشسته بود همين كه مضمون آيات را شنيد سر برهنه و دامن كشان بيرون شد و همى آمد تا نزد برادر رسيد و گفت : آه چه مصيبتى ! اى كاش مرگ به اين زندگى من پايان ميداد امروز احساس ميكنم كه مادرم فاطمه و پدرم على و برادرم حسن را از دست داده‌ام اى يادگار گذشتگان و پناه بازماندگان ، حسين نگاهى به خواهر كرد و فرمود : خواهرم دامن شكيبائى را شيطان از دستت نگيرد گفت : پدر و مادرم بقربانت ، راستى به همين زودى كشته ميشوى ؟ اى من بفدايت ، گريه راه گلوى حسين را گرفت و چشمها پر از اشك شد و سپس فرمود : اگر مرغ قطارا به حال خود ميگذاشتند در آشيانهء خود ميخوابيد زينب گفت : وا ويلا ، تو بظلم و ستم كشته ميشوى ؟ اين زخم بر دل زينب عميق‌تر و تحمّلش سخت‌تر است اين بگفت و دست