السيد ابن طاووس ( مترجم : سيد احمد فهرى زنجانى )

69

اللهوف على قتلى الطفوف ( آهى سوزان بر مزار شهيدان ) ( فارسى )

قافلهءاى ديد كه بار قافله هديه‌اى بود كه بحير بن ريسان حميرى استاندار يمن براى يزيد بن معاويه فرستاده بود حضرت بار قافله را تحويل گرفت كه زمامدارى مسلمين حق مسلّم او بود و بشتر داران فرمود : هر كس دوست دارد با ما بعراق بيايد كرايه‌اش را تماما مىپردازيم و از همراهيش قدردانى ميكنيم ، و هر كس بخواهد از ما جدا شود به همان اندازه كه از راه طىّ كرده كرايه‌اش را خواهيم پرداخت ، جمعى بهمراهش آمدند و جمعى ديگر خوددارى نمودند . سپس حضرت به راه خود ادامه داد تا بذات العرق رسيد آنجا بشر بن غالب را ديد كه از عراق مىآيد پرسيدش كه اهل عراق در چه وضعى بودند ؟ عرض كرد : من كه آمدم دلهاشان با تو بود ولى شمشيرهاشان با