السيد ابن طاووس ( مترجم : سيد احمد فهرى زنجانى )
50
اللهوف على قتلى الطفوف ( آهى سوزان بر مزار شهيدان ) ( فارسى )
زيانى به او ميرسانند تو او را تسليم ابن زياد بكن و مطمئنّ باش كه هيچ گونه ننگ و عارى بر تو نيست زيرا تو او را بحكومت وقت تحويل دادهاى ، هانى گفت : به خدا قسم كه اين ننگ و عار براى من بس است كه با دو بازوى سالم و اين همه يار و ياور كه من دارم پناهنده و ميهمان خود و نمايندهء پسر پيغمبر را بدست دشمن بسپارم ، به خدا قسم اگر هيچ كس نداشته باشم و خودم تك و تنها و بىياور بمانم او را تحويل نخواهم داد تا آنكه خودم پيش از او كشته شوم ، مسلم هر چه هانى را قسم ميداد ، او ميگفت : به خدا قسم هرگز مسلم را تحويل ابن زياد ندهم . چون ابن زياد اين سخنان بشنيد ، گفت : هانى را نزديك من آوريد نزديكش آوردند ، گفت : به خدا قسم ، يا بايد مسلم را به من تحويل بدهى و يا گردنت را ميزنم ، هانى گفت : اگر مرا بكشى برق شمشيرهاى فراوانى در اطراف كاخت خواهد درخشيد ابن زياد گفت : متأسّفم ، با شمشيرهاى درخشان مرا ميترسانى ؟ هانى به گمان اينكه قبيلهاش