السيد ابن طاووس ( مترجم : سيد احمد فهرى زنجانى )

45

اللهوف على قتلى الطفوف ( آهى سوزان بر مزار شهيدان ) ( فارسى )

حركت كرد ، چون نزديك كوفه رسيد از مركب فرود آمده و صبر كرد تا شب فرا رسيد ، و شبانه داخل كوفه گرديد ، مردم كوفه چنين گمان كردند كه حسين عليه السّلام تشريف آورده ، لذا از مقدمش خوشحال شده و اطرافش را گرفتند و همين كه شناختند ابن زياد است از گردش پراكنده شدند ، ابن زياد بكاخ فرماندارى رفت و تا صبح آنجا بود صبح ، بيرون آمده بر منبر رفت و خطبه خواند و از سر پيچى از فرمان حكومت وقت آنان را ترساند و وعده‌هاى نيكى بفرمانبردارى داد . مسلم بن عقيل كه خبر آمدن ابن زياد را شنيد از اينكه محلّش مشخّص بود بر جان خود بيمناك شد لذا از خانهء مختار بيرون آمده و قصد خانهء هانى بن عروة را نمود ، هانى او را در خانهء خود منزل داد و شيعه‌ها بنزدش رفت و آمد ميكردند ، ابن زياد كارآگاههائى بر مسلم گماشته بود و دانست كه او در خانه هانى است ، محمّد بن اشعث و اسماء بن خارجه و عمرو بن حجّاج را بحضور طلبيد و گفت : چرا هانى بديدن ما