السيد ابن طاووس ( مترجم : سيد احمد فهرى زنجانى )

199

اللهوف على قتلى الطفوف ( آهى سوزان بر مزار شهيدان ) ( فارسى )

ديدگان ز اشك عزايش منمائيد دريغ * اشگ ريزيد پياپى ز غم شاه شهيد آنكه در ماتم او عرش الهى لرزيد * و ز غمش مجد و شرف داد ز كف دين مجيد پسر پاك نبىّ اللَّه و فرزند وصىّ * گر چه آرامگه‌اش دور ز ما شد جاويد سپس گفت : اى آنكه خبر مرگ براى ما آوردى اندوه ما را در ماتم ابى عبد اللّه تازه كردى و زخمهائى را كه هنوز بهبود نيافته بود خراشيدى تو كه هستى ؟ خدايت رحمت كند گفتم : من بشير بن جذلم هستم كه آقايم علىّ بن الحسين مرا به اين سو فرستاد و خودش هم در فلان جا فرود آمده است عيالات و زنان حسين عليه السّلام نيز بهمراه او است بشير گفت : مرا همان جا گذاشتند و از من پيش افتادند من باسبم ركاب زدم و بسوى آنان بازگشتم ديدم مردم