السيد ابن طاووس ( مترجم : سيد احمد فهرى زنجانى )

192

اللهوف على قتلى الطفوف ( آهى سوزان بر مزار شهيدان ) ( فارسى )

دراز گوشى است كه عيسى سوار بر آن ميشد نصارى آن حقّه را بر حريرى پيچيده‌اند و همه ساله يك جهان از نصارى آنجا مىآيند و بر گرد آن حقّه طواف ميكنند و آن را ميبوسند و در نزد آن حاجتهاى خود را از خداى المؤمنين ميخواهند اين رفتار و عقيدهء آنان است نسبت به ناخن درازگوشى كه بگمانشان ناخن درازگوش سوارى پيغمبرشان است و شما پسر دختر پيغمبر خود را مىكشيد ، خداوند شما را و دين شما را مبارك نكند يزيد لعين گفت : اين نصرانى را بكشيد تا آبروى مرا در كشور خود نبرد چون نصرانى احساس كرد كه يزيد در صدد كشتن او است گفت : مگر تصميم كشتن مرا دارى ؟ گفت آرى ، گفت : بدان كه من ديشب پيغمبر شما را بخواب ديدم كه به من ميفرمود : اى نصرانى تو اهل بهشتى و من از سخن آن حضرت در شگفت شدم شهادت مىدهم كه نيست خدائى به جز خداوند و محمّد فرستادهء او است سپس از جاى خود پريد و سر حسين عليه السّلام را برداشت و بر سينه گرفت