السيد ابن طاووس ( مترجم : سيد احمد فهرى زنجانى )
189
اللهوف على قتلى الطفوف ( آهى سوزان بر مزار شهيدان ) ( فارسى )
كيست ؟ به من گفتند : اين فاطمه دختر محمّد است و مادر پدر تو است گفتم : به خدا كه بايد بنزدش بروم و بگويم كه چه با ما كردند شتابان بسويش دويدم و خود را به او رساندم و در برابرش ايستادم و گريه كنان ميگفتم : مادر جان به خدا كه حقّ ما را انكار كردند مادر ، به خدا كه جمعيّت ما را پراكندند مادر جان به خدا كه حريم ما را مباح دانستند مادر جان به خدا كه حسين پدر ما را كشتند چون اين سخنان از من شنيد فرمود : سكينة بيش از اين مگو كه بند دلم را بريدى اين پيراهن پدر تو است كه از خودم جدايش نخواهم نمود تا با همين پيراهن خدا را ملاقات كنم . و ابن لهيعة از ابى الاسود محمّد بن عبد اللّه روايت كرده است كه رأس الجالوت ( بزرگ يهودان ) مرا ملاقات كرد و گفت به خدا ميان من و داود هفتاد پدر فاصله است و يهود وقتى به من ميرسند احترامم ميگذارند و ميان