السيد ابن طاووس ( مترجم : سيد احمد فهرى زنجانى )

186

اللهوف على قتلى الطفوف ( آهى سوزان بر مزار شهيدان ) ( فارسى )

اجتماعت پراكنده ، روزى ميرسد كه منادى ندا مىكند هان لعنت خدا بر ستمكاران باد پس سپاس پروردگار جهانيان را كه اوّل ما را با خوشبختى و مغفرت و آخر ما را با شهادت و رحمت پايان داد و از خدا ميخواهم كه پاداش آنان را بطور كامل و هر چه بيشتر عطا فرمايد و ما را بازماندگان نيكى گرداند كه او مهربان و با محبّت است و خداوند ما را بس است و وكيل نيكوئى است يزيد در جواب شعرى خواند بدين مضمون : بسا ناله‌اى كان پسنديده‌تر * كه آسان بود نوحه بر نوحه گر راوى گفت : سپس يزيد با اهل شام مشورت نمود كه با اسيران چه كند ؟ آنان نظرى دادند ( كه به حكم مراعات ادب با خاندان رسالت ترجمة نشد ) نعمان بن بشير گفت : به بين رسول خدا با آنان چه ميكرد ؟ تو نيز همان كن پس مردى از اهل شام نگاهش بفاطمه دختر حسين افتاد گفت يا امير الحسن اين كنيز را به من ارزانى دار ، فاطمه بعمّه‌اش گفت : عمّه