السيد ابن طاووس ( مترجم : سيد احمد فهرى زنجانى )
183
اللهوف على قتلى الطفوف ( آهى سوزان بر مزار شهيدان ) ( فارسى )
انتظار در تأخير دشمنى ما اهل بيت از كسى كه با ديدهء بغض و دشمنى و توهين و كينهجوئى بر ما نگريست و پس از اين همه ، بدون اينكه خود را گنهكار به بينى و بزرگى اين عمل را درك كنى ميگوئى كاش بودند بگفتندى شاد * دست تو درد مبيناد يزيد در حالى كه با چوب دستى اشاره بدندانهاى ابى عبد اللّه سرور جوانان اهل بهشت ميكنى و با چوب دستى خويش دندانهاى حضرت را ميزنى چرا چنين نگوئى ؟ تو كه پوست از زخم دل ما برداشتى و ريشهء ما را درآوردى با اين خونى كه از خاندان محمّد صلّى اللَّه عليه و آله و ستارگان درخشان روى زمين از اولاد عبد المطّلب ريختى يزيد ، پدرانت را بانگ ميزنى بگمانت كه صدايت بگوششان ميرسد به همين زودى به جائى كه آنان هستند خواهى رفت و آن وقت آرزو خواهى كرد كه اى كاش دستت چلاق بود و زبانت لال و چنين حرفى نميزدى و كارى كه كردهاى نميكردى بار الها حقّ ما را