السيد ابن طاووس ( مترجم : سيد احمد فهرى زنجانى )
159
اللهوف على قتلى الطفوف ( آهى سوزان بر مزار شهيدان ) ( فارسى )
از پيش فريب داديد ، بخداى ( شتران رهوار در راه حج ) « 1 » سوگند كه چنين چيزى نخواهد شد هنوز زخم دل بهبودى نيافته است ديروز بود كه پدرم را با افراد خانوادهاش كشتيد هنوز مصيبت رسول خدا و داغ پدرم و فرزندان پدرم فراموش نشده است هنوز اين غصّهها گلو گير من است و اين اندوهها در سينهام جوشان و دلم از اين غمها خروشان است آنچه از شما ميخواهم اين است كه نه بسود ما باشيد و نه بزيان ما سپس اشعارى بدين مضمون فرمود : نيست عجب كر حسين كشته شد از ظلم * زانكه على كشته گشت و بودى بهتر شاد چرا كوفيان ز كشتن مائيد ؟ * كاين گنه از هر گناه باشد برتر
--> ( 1 ) سوگندى است متعارف و معمول نزد عربها : مترجم