السيد ابن طاووس ( مترجم : سيد احمد فهرى زنجانى )
125
اللهوف على قتلى الطفوف ( آهى سوزان بر مزار شهيدان ) ( فارسى )
برادرم ، اى واى آقايم ، اى واى خانوادهام ، اى كاش آسمان بر زمين فرو ميريخت و اى كاش كوهها به بيابانها پاشيده ميشد . راوى گفت : شمر باطرافيانش بانگ زد در بارهء اين مرد منتظر چه هستيد ؟ راوى گفت : با صدور اين فرمان يك حملهء همه جانبه كردند و زرعة بن شريك با شمشير بر شانهء چپ حضرت زد كه حسين با شمشير خود زرعة را از پاى در آورد و ديگرى با شمشير بر دوش مقدّساش آن چنان زد كه برو زمين افتاد ديگر حسين خسته شده بود ميخواست برخيزد ولى به روى مىافتاد اين هنگام سنان ابن انس نخعى نيزهاش را بگودى گلوى حضرت فرو برد و سپس نيزه را بيرون كشيد و بر استخوانهاى سينهاش كوبيد و سپس سنان تيرى هم رها كرد و تير بر گلوى حضرت نشست حضرت به روى زمين افتاد ، برخاست و به روى زمين نشست و تير را از گلويش بيرون