السيد ابن طاووس ( مترجم : سيد احمد فهرى زنجانى )
114
اللهوف على قتلى الطفوف ( آهى سوزان بر مزار شهيدان ) ( فارسى )
پاىاش در آورد صدا زد پدرم سلام بر تو اينك جدّم است كه بر تو سلام مىرساند و ميفرمايد هر چه زودتر نزد ما بيا پس نعرهاى بر آورد و مرغ روحش از قفس تن پرواز نمود « 1 » حسين عليه السّلام آمد تا بر بالينش نشست و صورت خود بر صورت على گذاشت و فرمود : خدا بكشد گروهى را كه تو را كشتند چه جراتى نسبت به خدا و هتك احترام پيغمبر داشتند ، بعد از تو خاك بر سر دنيا باد . راوى گفت : زينب دختر على عليه السّلام از خيمهها بيرون شد و فرياد ميزد اى دلبندم اى فرزند برادرم و مىآمد تا آنكه خود را بر وى كشتهء آن جوان انداخت حسين آمد و بازوى خواهر را گرفت و بسوى زنان حرم برگردانيد سپس از مردان خانواده يكى پس از ديگرى بميدان مىآمد تا آنكه
--> ( 1 ) در مقاتل الطالبين است : و جعل يكركرة بعد كرة حتى رمى به سهم فوقع في حلقه فخرقه و اقبل ينقلب في دمه ثم قال يا ابتاه عليك السلام هذا جدى رسول اللَّه يقرئك السلام و يقول عجل القدوم الينا و شهق شهقة فارق الدنيا ، حملههاى پى در پى نمود تا آنكه نشانهء تيرى شد كه به گلويش به نشست و گلويش را دريد على عليه السّلام در خون خود ميغلطيد سپس گفت : پدر جان سلام بر تو اين جدم رسول خدا است كه بر تو سلام مىرساند و ميگويد زودتر نزد ما بشتاب اين بگفت و صيحهاى زد و جان سپرد ، مترجم