السيد ابن طاووس ( مترجم : سيد احمد فهرى زنجانى )

92

اللهوف على قتلى الطفوف ( آهى سوزان بر مزار شهيدان ) ( فارسى )

برديم و نه شمشيرى زديم ؟ نه به خدا قسم اى پسر پيغمبر هرگز از تو جدا نخواهيم شد بلكه بجان و دل نگهدار تو خواهيم بود تا آنكه در برابر تو كشته شويم و بسر نوشت تو دچار گرديم خدا زشت گرداند زندگى بعد از تو را ، سپس مسلم بن عوسجه بر خواست و عرض كرد : ما تو را اين چنين رها كنيم و برويم در حالى كه اين دشمن گرداگرد تو را گرفته است ؟ نه به خدا قسم خداوند هرگز نصيبم نكند كه من چنين كارى كنم ؟ هستم تا نيزه‌ام در سينه‌شان بشكنم و تا قبضهء شمشير در دست دارم با شمشيرشان بزنم و اگر اسلحه نداشته باشم با پرتاب سنگ با آنان خواهم جنگيد و از تو جدا نخواهم گشت تا با تو شربت مرگ را بياشامم . راوى گفت : سعيد بن عبد اللَّه حنفى برخاست و عرض كرد : نه به خدا اى پسر پيغمبر هرگز ما تو را رها نكنيم تا خداوند بداند كه ما سفارش پيغمبر را در بارهء تو نگهداشتيم و اگر من دانستمى كه در راه تو كشته ميشوم و سپس زنده ميشوم و سپس ذرّات وجودم را بباد ميدهند و هفتاد