تهيه ونشر مؤسسه بوستان كتاب قم
90
مرزبان وحى و خرد ( يادنامه مرحوم علامه سيد محمد حسين طباطبائي قدس سره ) ( فارسى )
فلسفهاى كه شما تدريس مىكنيد ، فرق دارد . آن زمان استاد ، شاگردهايى را براى تدريس فلسفه انتخاب مىكرد و كسانى [ را ] كه استعداد و صلاحيت نداشتند ، اجازه نمىداد در درس شركت كنند ، ولى شنيدم كه درس شما عمومى است و افرادى شركت مىكنند كه استعداد درك همهء مطالب را ندارند ؛ به همين مناسبت استاد ما درس فلسفه را در يك اتاق دربستهاى مىگفت و همان شاگردانى كه صلاحيتشان مشخص مىشد ، شركت مىكردند ، ولى درس شما عمومى است و هركس كه مىخواهد ، شركت مىكند و لذا اگر شما صلاح مىدانيد ، درستان را محدود كنيد و كسانى شركت كنند كه قدرت درك پاسخ شبهات را داشته باشند » . مرحوم آقاى طباطبائى مىفرمودند : من يك جواب شفاهى به پيشكار آيةاللَّه بروجردى دادم ، ولى ترسيدم كه ايشان نتواند درست براى آقا بيان كند ؛ لذا نامهاى نوشتم و خلاصهء نامه را نقل كردند كه مضمون آن اين است : من وقتى وارد قم شدم ، يك مطالعهاى در وضع موجود حوزهء قم كردم و نيز فكرى در نيازهاى جامعهء اسلامى نمودم . اينها را با هم سنجيدم . ديدم جامعهء اسلامى ما نياز دارد كه اسلام را از منابع اصيل خودش بشناسد و بتواند از معارف اسلامى دفاع كند ، كه وظيفهء روحانيت در درجهء اوّل همين است . . . بنابراين ما در حوزه بايد درسى داشته باشيم كه طلبه را آن چنان از لحاظ استدلال عقلى قوى كند كه بتواند عقايد اسلامى را اثبات كند و از مواضع اسلام دفاع نموده و شبهات را رد كند و اين جز از راه فلسفه ميسّر نيست . . . اينكه فرموديد : در آن زمان افرادى انتخاب مىشدند تا براى آنها درس فلسفه گفته شود ، با زمان ما تفاوت دارد ؛ فرق آن است كه در آن زمان شبهات اعتقادى در كتب و بحثهاى فلسفى عنوان مىشد و درصدد پاسخگويى آن بر مىآمدند ، امّا امروز شبهات اعتقادى و الحادى نقل قهوه خانه هاست . شبهات بين مردم پخش شده است و چون عام و فراگير است ، بايد توان جوابگويى به اينها عموميت پيدا كند . ديگر نمىشود چند نفرى را انتخاب كرد و به آنها درس گفت و به اين وسيله به شبهاتى كه همه جا پخش شده [ است ] پاسخ گفت . آنگونه تدريس با اين زمان تناسب ندارد . تربيت چند نفر دردى را دوا نمىكند و در پايان اين نظرى است كه من دارم و براى خودم بر اساس آن واجب دانستم كه اين درسها را ادامه دهم و الآن هم ادامهء اين درسها را براى خودم واجب شرعى مىدانم ، ولى در كنار اين قضيّه ، اطاعت از شما و جلوگيرى از شق عصاى مسلمين را هم واجب مىدانم . اگر شما امر بفرماييد من آنچه را كه