تهيه ونشر مؤسسه بوستان كتاب قم

74

مرزبان وحى و خرد ( يادنامه مرحوم علامه سيد محمد حسين طباطبائي قدس سره ) ( فارسى )

تلاش بودند و كار كردن ايشان در فصل سرما و در حين ريزش باران يا برف‌هاى موسمى در حالى كه چتر به دست يا پوستين به دوش داشتند امرى عادى تلقى مىشد . در مدت ده سال بعد از مراجعت به نجف ، روستاى شادآباد در اثر فعاليت‌هاى مرحوم علّامه سر و صورت خوبى به خود گرفت . قنات‌ها لايروبى و باغ‌هاى مخروبه تجديد خاك و اصلاح درخت شد و در عين حال چند باغ جديد احداث گرديد و يك ساختمان ييلاقى هم در داخل روستا جهت سكونت تابستانى خانواده ساخته شد و در محل زيرزمين همان خانه حمامى به سبك امروزى شامل يك عدد آبگرم كن مسى ساخت آلمان كه با هيزم گرم مىشد ترتيب داده شد در حالى كه در سال 1318 كه اين امور جريان داشت حمام‌ها عموماً خزينه‌اى بوده و پاره‌اى از مردم استفاده از حمام دوش را قبول نداشتند ، ولى چون مرحوم علّامه از بينش وسيع و روشنى برخوردار بود . مواهب و پديده‌هاى مفيد تمدن جهانى را پذيرا بود . مرحوم پدرم از محل درآمد ملكى به روستائيانى كه نيازمند مىشدند وام مىداد و قبض مىگرفت و چنانچه هر روستايى بعد از دو فصل محصول قادر به پرداخت وتإديه بدهى خود نبود ، بدهى او را بخشيده قبض او را به خودش پس داده و از طلب خود صرف نظر مىكرد . از جمله كارهاى نيك اجتماعى آن مرحوم در روستا مراقبت از روابط اخلاقى مردم و رشد فرهنگ و عقايد روستاييان بود . همچنين در مواقع بيكارىِ مردم ، آن‌ها را بسيج كرده توسط خودشان كوچه‌ها و راه‌هاى روستايى را اصلاح مىكرد و به نظافت كلى روستا تأكيد مىورزيد . غالباً اين جانب را كه فرزند ارشد بودم همراه خود مىبرد تا به كار و صحنه‌هاى كار عادت كنم و يا اجباراً مرا به همراه مستخدم به آموزش سوار كارى مىفرستاد تا سواركارى را كه در آن روز ضرورت داشت فراگيرم به اين ترتيب آموزش بنده تا سه سال ادامه داشت . خود علّامه و مرحومه مادرم هر دو سوار كاران لايقى بودند و بهترين نمونه‌هاى آن را در سفرهاى بين روستايى كه گاهى براى ديد و بازديد و مهمانى بين خويشان كه ساكن املك‌هاى مجاور بودند ترتيب داده مىشد مىتوانستيم مشاهده كنيم . خود علّامه به روش‌هاى ورزشى و دفاع ، علاقهء وافر داشت . لذا براى خودش اسلحه كمرى و تفنگ برنو تهيه كرده بود و بعدها مرا براى آموزش تيراندازى به همراه خود به صحرا مىبرد و آموزش