تهيه ونشر مؤسسه بوستان كتاب قم

58

مرزبان وحى و خرد ( يادنامه مرحوم علامه سيد محمد حسين طباطبائي قدس سره ) ( فارسى )

امام كاظم عليه السلام از پدران گرامىاش روايت كند كه اميرالمؤمنين عليه السلام به مردى برخورد كه زياده سخن مىگفت . حضرت ايستاد و فرمود : اى مرد ، آن چه گويى دو فرشتهء مراقب بنويسند و به پيشگاه الهى برند ، پس آنچه به كارت آيد بگو و آنچه به كارت نيايد واگذار . امام صادق عليه السلام مىفرمايد : خداوند به چيزى برتراز سكوت پرستش نشده است . « 1 » رسول خدا صلى الله عليه و آله مىفرمايد : در سخن گفتن - به غير ذكر خداوند - زياده روى نكنيد ، چرا كه زياده سخن گفتن سبب قساوت قلب مىشود و دورترين مردم از خداوند كسى است كه دچار قساوت قلب شده باشد . « 2 » فيض كاشانى رحمه الله در كتاب اخلاقى خود در بارهء عزلت و كناره‌گيرى يا معاشرت با مردم و فوايد هركدام فصلى طولانى اختصاص داده است و در پايان به منظور جمع‌بندى مىفرمايد : با شناخت فوايد و مضار عزلت و كناره‌گيرى دانستى كه نميتوان يكسره حكم كرد كه كناره‌گيرى از همه كس و همه جا و از سوى هركسى پسنديده يا ناپسند است ، بلكه بستگى دارد كه خود شخص كه باشد و همنشين چگونه آدمى باشدو انگيزهء آنان در معاشرت چه باشد . بايستى ديد كه به سبب آميزش با او چه چيزى را به دست مىآورى و چه چيزى را از دست مىدهى و پس از مقايسه بهترين را برگزين . سخن آخر اين‌كه كناره‌گيرى كامل از مردم سبب دشمنى آنها مىشود و معاشرت بسيار هم سبب گرفتار شدن به همنشينان بد مىشود . پس راه ميانه را برگزين . و اين راه ميانه و حدّ وسط با ملاحظهء حالت‌ها و فوايد و آفات ، تفاوت مىيابد . اين سخن ، حرف حق و خالص است و غير از اين هرچه گويند سخنى است نارسا . اغتنام فرصت براى دست زدن به كارى و توفيق در آن ، هزار و يك شرط بايستى تحقق يابد تا بتوان

--> ( 1 ) . بحار الانوار ، ج 68 ، ص 276 - 281 ( 2 ) . محجة البيضاء ، ج 4 ، ص 38