تهيه ونشر مؤسسه بوستان كتاب قم
18
مرزبان وحى و خرد ( يادنامه مرحوم علامه سيد محمد حسين طباطبائي قدس سره ) ( فارسى )
صد كهكشان سرشك برخ ريخت آسمان * تا آفتاب زين افق زرنگار رفت افتاد شمع و ريخت مدام و شكست جام * خم جوش زد كه ساقى گلگون عذار رفت عرفان دريد جامه و حكمت به خون نشست * منطق گريست زار ، كه آموزگار رفت آزادگى نگر كه علايق پرش نبست * هم رستگار آمد و هم رستگار رفت هم پاك رست و پاك شكوفيد و پاك زيست * هم پاك و رو سپيد ، سرانجام كار رفت تا حشر اگر كه فلسفه نالد زغم رواست * كاين نازدانه را پدر غمگسار رفت شايدكه علم ، خاك بسر بر پراكند * كز دست او مربى خدمتگزار رفت ميزان زكنه منزلتش چون دهد خبر ؟ * ميزان قدر اوست زميزان بزرگتر بحريست پرطپش كه نه او را گران پديد * چرخيست دور بس كه نهاش كهكشان پديد اعجوبهء زمان و زمين است و مثل او * كم پرورد زمين و كم آرد زمان پديد آثار او حجاب تو از درك كنه اوست * نبود زبس ستاره ، خود اين آسمان پديد طرحى نوآفريد ، به تفسير رازها * آن رازها كه نيست بر عارفان پديد اسلام را به غرب شناساند و جلوه داد * هرجا گليست ، گشته از اين باغبان پديد