تهيه ونشر مؤسسه بوستان كتاب قم
102
مرزبان وحى و خرد ( يادنامه مرحوم علامه سيد محمد حسين طباطبائي قدس سره ) ( فارسى )
( بهخصوص در آذربايجان ) ، و تشكيل حزب دموكرات در آن خطّه ، و نزديكى آن ناحيه با شوروى سابق ، و تبليغات وسيع دربارهء اين مرام و علمى وانمود كردن آن و نشر كتابهايى چند در اين باره ؛ و از سويى ديگر عدم آمادگى مناسب در مجامع معمولى مذهبى براى برخورد اساسى با اين جريان فكرى - سياسى انحرافى . تأمّل در اين امور و همچنين اطّلاع از اين موضوع كه در حوزهء علميّهء قم - كه اكنون سالهايى است كه همچنانكه در مركز ايران قرار دارد ، مركز حوزههاى علميّهء ايران نيز به شمار مىآيد - نه درسهاى اختصاصى چندى دربارهء فلسفهء اسلامى وجود دارد و نه بحثهايى درخور ، در ردّ نظريات ناصواب ماركسيسم ( در مسائل مختلف فلسفهء الهى ، سياسى ، اقتصادى و اجتماعى ) در جريان است . و چون خويش را توانا بر اقدامى مؤثر در اين باره مىيابند ، احساس تكليف مىكنند كه دست به كارى زنند . و در اين صورت چه از اين بهتر كه كار از يك مركز علمى بزرگ - كه در آن طلّاب و فاضلان مستعدّ فراوان به هم مىرسند - آغاز گردد . امور ياد شده كه اهميّت آنها اندك نيست ، از جمله عواملى است كه باعث مىشود تا علّامه طباطبائى به قم مهاجرت كنند و به تربيت طلّاب و فاضلان حوزه - در بعد فلسفى و احتجاجى - اشتغال ورزند . در اينجا مناسب است اشاره كنم كه در حوزهء خراسان نيز اين احساس تكليف پديد آمد ، چون اين مرام دراين سامان نيز دست به تبليغ و فعّاليت زد ، و حزب توده به شدّت فعّال شد . . . از اينرو عالمانى چند - هر كدام بهگونهاى - در صدد انجام تكليف بر آمدند ، و از اين ميان ، متألّه بزرگ قرآنى ، حضرت شيخ مجتبى قزوينى خراسانى ( م : 1346 ق ) ، درسى در روحشناسى ( معرفة النفس ) گذاشتند ، كه در آن درس روحشناسى را از چهار ديدگاه مورد بررسى قرار دادند : 1 - روحشناسى مادّى ؛ 2 - روحشناسى فلسفى ارسطوئى ؛ 3 - روحشناسى فلسفى - عرفانى صدرايى ( مادّية الحدوث بودن نفس ) ؛ 4 - روحشناسى قرآنى . روح شناسى مادّى را با ادلّهء قاطع رد كردند .