سيد محمد رضا صفوى

6

ترجمه قرآن كريم بر اساس الميزان ( فارسى )

و آن‌گاه بر آدميان نعمت ارزانى شد كه پروردگارت به فرشتگان گفت : من در زمين جانشينى قرار خواهم داد . فرشتگان ( چون مىدانستند كه موجودى كه در زمين زندگى مىكند روى به تبهكارى مىآورد ) ، گفتند : آيا در زمين كسانى را مىگمارى كه در آن فساد مىكنند و خون‌ها مىريزند ، در حالىكه ما همراه با ستايش تو ، تو را تسبيح مىگوييم و تقديس مىكنيم ؟ گفت : من چيزهايى مىدانم كه شما نمىدانيد . ( 30 ) و نام همگان را به آدم آموخت ، سپس آنان را بر فرشتگان عرضه كرد و گفت : اگر راست مىگوييد كه شما شايستهء مقام خلافتيد ، مرا از نام آنان با خبر كنيد . ( 31 ) فرشتگان گفتند : پروردگارا ، تو از هرعيب و كاستى پيراسته‌اى . ما را دانشى جز آنچه تو به ما آموخته‌اى نيست . بىترديد تويى دانا و حكيم . ( 32 ) خدا گفت : اى آدم ، از نام آنان به فرشتگان خبر ده . هنگامى كه آدم اسامى آنها را به فرشتگان خبر داد ، خدا به فرشتگان گفت : آيا به شما نگفتم كه من نهان آسمان‌ها و زمين را مىدانم و آنچه را آشكار مىكنيد و آنچه را كتمان كرده‌ايد مىدانم ؟ ( 33 ) و نيز آن‌گاه بر آدميان نعمت ارزانى شد كه به فرشتگان گفتيم : براى آدم سجده كنيد . پس همگان سجده كردند ، مگر ابليس كه خوددارى كرد و تكبّر ورزيد و از كافران بود . ( 34 ) و گفتيم : اى آدم ، تو و همسرت در اين بهشت سكونت كنيد و از نعمت‌هاى آن ، از هركجا خواستيد ، به خوشى بخوريد ، ولى به اين درخت نزديك نشويد و از آن نخوريد كه از كسانى خواهيد بود كه بر خويشتن ستم كرده و رنج و سختى را بر خود روا دانسته‌اند . ( 35 ) اما شيطان آن دو را با ترغيبشان به آن درخت به لغزش انداخت و از نعمت‌هايى كه در آن بودند بيرونشان كرد ، و ما به آنان ( آدم و حوّا و ابليس ) گفتيم : فرود آييد در حالىكه دشمن يكديگر خواهيد بود ، و در زمين تا چندى قرارگاه و بهره‌اى خواهيد داشت . ( 36 ) سپس آدم از پروردگارش كلماتى را دريافت كرد و به وسيلهء آنها توبه نمود . خدا نيز به سوى او بازگشت و توبه‌اش را پذيرفت ؛ چرا كه او بسيار توبه‌پذير و مهربان است . ( 37 )