كمال مصطفى شاكر ( مترجم : فاطمه مشايخ )

12

ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى )

و سفر بپردازند . ( 19 ) ( فَقالُوا رَبَّنا باعِدْ بَيْنَ أَسْفارِنا وَ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ فَجَعَلْناهُمْ أَحادِيثَ وَ مَزَّقْناهُمْ كُلَّ مُمَزَّقٍ إِنَّ فِي ذلِكَ لَآياتٍ لِكُلِّ صَبَّارٍ شَكُورٍ ) : ( پس گفتند ، پروردگارا بين سفرهاى ما فاصلهء زياد قرار بده و به خود ستم كردند ، پس آنها را داستانى براى آيندگان قرار داديم و ايشان را چنان متفرّق و پراكنده كرديم كه قابل تصوّر نيست و در اين امر براى هر فرد بسيار صابر و شكرگزار نشانه‌هايى وجود دارد ) يعنى اين مردم به جاى سپاسگزارى از بابت امنيّت و نزديكى قراءشان ، ناسپاسى كردند و گفتند : خدايا بين سفرهاى ما دورى بيانداز ، يعنى دهكده‌هاى ما را از هم دور كن و اين امر عين كفر و طغيان بود ، همانطور كه بنى اسرائيل از مرغ بريان و ترنجبين به ستوه آمده و تقاضاى سير و پياز كردند ! پس خدا هم به جهت اين ناسپاسى شهر و ديارشان را ويران كرد و جمعشان را پراكنده ساخت و آنها در واقع با ارتكاب گناهان به خودشان ستم كردند و خدا هم عين و اثرى از آنها باقى نگذاشت و جز داستان و سرگذشت چيزى از آنها باقى نماند و اجزاءشان از هم متفرق و پراكنده شد و همچون غبارى پخش و منتشر شدند . و در اين داستان براى هر كسى كه در راه خدا بسيار صابر بوده و نعمات الهى را شكرگزار باشد اندرزها و آياتى وجود دارد ، چون چنين فردى از اين داستان استدلال كرده و نتيجه مىگيرد كه بر انسان واجب است كه پروردگارش را بپرستد و نفس خود را از هوا باز دارد و نعمات خدا را شكر گزارد و نيز استدلال مىكند كه در ماوراء زندگى دنيوى ، روز بعثى هست كه انسان در آن روز به جهت اعمالش مجازات مىشود . ( 20 ) ( وَ لَقَدْ صَدَّقَ عَلَيْهِمْ إِبْلِيسُ ظَنَّهُ فَاتَّبَعُوهُ إِلَّا فَرِيقاً مِنَ الْمُؤْمِنِينَ ) : ( ابليس وعدهء خود را درباره آنها عملى كرد ، او را پيروى كردند ، مگر عدّه‌اى از مؤمنان ) . ( 21 ) ( وَ ما كانَ لَهُ عَلَيْهِمْ مِنْ سُلْطانٍ إِلَّا لِنَعْلَمَ مَنْ يُؤْمِنُ بِالْآخِرَةِ مِمَّنْ هُوَ مِنْها فِي شَكٍّ وَ رَبُّكَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ حَفِيظٌ ) : ( و ابليس بر آنها تسلّطى نداشت ، بلكه ما مىخواستيم مؤمنين به آخرت را از كسانى كه دربارهء آن شك دارند متمايز كنيم و