كمال مصطفى شاكر ( مترجم : فاطمه مشايخ )
15
ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى )
موجودى جز خدا احاطه به تمام افعال و اسماء و صفات جماليه او ندارد ، زيرا آنچه را وصف كنند ، به آن احاطه يافتهاند و او را محدود كردهاند و موصوف به وصف آنان محدود مىشود چون حال آنكه خدا محدود به هيچ حدّى نيست ، پس حمد از جانب ما صحيح نمىشود جز آنكه قبلا او را منزّه از تحديد و تقدير فهمهاى ناقص خود بنمائيم ، بنابراين خداوند خود به نيابت از بندگان خالص و خاصّ خودش ، حمد آنان را حمد خود و وصف آنان را وصف خود قرار داده است ، همچنانكه از رسولخدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم نقل شده است ( لا أحصى ثناء عليك انت كما اثنيت نفسك ) پروردگارا من ستايش تو را نمىتوانم بشمارم و بگويم ، تو آنگونهاى كه خود خويش را ستودهاى . ( رَبِّ الْعالَمِينَ ) : ( ربّ ) آن مالكى « 1 » ، است كه تدبير امر مملوك خويش مىكند ، پس قيام و قوام عبد و زندگى و شئون وى متعلق به او است ، مثلا اجزاى انسان كه متعلق به خود اوست از دست و پا و چشم و گوش و قدرت و قوّت همه قائم به وجود انسان است و غير مستقل از او مىباشد و خداوند آزادى دخل و تصرف در آنها را به انسان بخشيده و براى او راهى را قرار داده كه او را به اختيار خويش قرار داده وارد بهشت مىكند . به همين صورت ، تمامى مخلوقات حقيقتا قوام به ذات الهى دارند و هرگز از اراده و مشيّت او جدا نمىشوند ( خداوند مالكيّت حقيقى دارد نه اعتبارى و قراردادى ) و اين مالكيّت الهى نسبت به عوالم هرگز جدا شدنى و باطل شدنى نيست . و امّا ( العالمين ) جمع كلمه ( عالم ) به معنى ( آنچه ممكن است كه به آن علم يافت ) مىباشد ، كه معناى اين كلمه شامل تمامى موجودات مىشود ، هم تك تك آنها را ميتوان عالم خواند و هم نوع آنها را مانند عالم جمادات ، عالم گياهان ، عالم حيوانات ، عالم انسانها و همچنين كواكب ، صنف هر نوعى را هم مىتوان عالم خواند ، مثل عالم عرب ، عالم عجم ، عالم انس ، عالم جنّ ، عالم ستارگان و خداوند پروردگار همه اين عوالم است .
--> ( 1 ) - معمولا كلمهء ( ربّ ) به پرورش دهنده ترجمه مىشود .