سيد محمد مهدى جعفرى
73
سيد رضى ( فارسى )
تكلّف بيزار است . ولى چنان نبود كه عنان طبع را رها كند تا هر چه مىخواهد بگويد : بلكه با مجاهدتى هر چه تمامتر به انتخاب الفاظ و صيد معانى مىپرداخت . اگر بر سنن ادبى شايع زمان خود كه شاعران تعمدا سخن خود را به انواع صنايع مىآراستند ، شوريده بود ، اگر مقصود از بيان را كشف معانى و روشن شدن مفاهيم مىدانست نه مجرد صنعت ، ولى هر گاه احساس مىكرد كه اين آرايشها و صنايع بر بلاغت و رونق كلام او مىافزايند ، از به كار بردن آنها ابائى نداشت . حتى استعارهها و تشبيهات او از استعارهها و تشبيهات هر شاعر ديگر عميقتر است . ولى آرايش كلام هرگز او را به ورطهء حشو و اطناب نمىافكند ، چنان كه خود مىگويد : منتصبات كالقنا لا نرى * عيّا من القول و لا أفنا لا يفضل المعنى على لفظه * شيئا و لا اللفظ على المعنى شعرهايى راست و استوار چون نيزه ، نه در آن گنگى و لكنتى مىبينم و نه ضعفى ، نه هيچ معنى بر لفظش غلبه دارد و نه لفظ بر معنى . شريف در همهء اشعارش به موجودات بيجان شخصيت مىبخشد ، و اين امر بخاطر جوشش عاطفهء اوست ، و چنان اين صنعت و جدائى را به كار مىگيرد كه خواننده آن را به عنوان يك « صنعت » احساس نمىكند . از الفاظ و قافيههاى او موسيقى سحرانگيزى اوج مىگيرد كه طنين امواج آن در درون جان نفوذ مىكند و در آن اثرى عميق باقى مىگذارد . در اين شيوه او با بحترى ، پيشواى نغمات شعرى ، كوس همسرى مىزند . « 1 » سيّد رضى در سرودن انواع شعر استاد است ، و صنايع شعرى را با مهارت در اشعار خود به كار مىبرد ، در شعر زير چنان جناس و مراعات النظير و تشبيه را طبيعى در شعر خود به كار برده است كه بدون دقت در الفاظ احساس نمىشود :
--> ( 1 ) . تاريخ ادبيات زبان عربى ، ترجمهء عبد المحمد آيتى ، توس ، 500 - 499 .