سيد محمد مهدى جعفرى

71

سيد رضى ( فارسى )

فرهنگى - و نه سياسى - شيعه ، و در روزگار حاكميت عقل و استدلال و منطق ، و فرمانروايى تفكر و آزادى انديشه ، متولد شد ، و در چنان محيطى ، و خانواده‌اى كه از خصوصيات ياد شده ، بر چكاد آنها ايستاده بود ، و از تنه و ريشه‌هايى استوار و گسترده بود ، رشد يافت . استعداد ذاتى و بهره‌هاى خدادادى و موهبتهاى پروردگارى و به جاى مانده از پدران و نياكان نيز بر همهء آنچه گفته شد ، و آموزش و پرورشى كم مانند ، از كودك ما نابغه‌اى ساخت كه در كمتر از ده سالگى به سرودن شعر پرداخت ، و آن هم چنان شعرى كه همهء اديبان و دانشمندان سر آمد روزگار خود را به شگفتى انداخت . سيّد رضى در دوران كوتاه زندگى ، با آن نيرو و استعداد و جايگاه علمى و ادبى و سياسى و اجتماعى ، به هدفهاى خود نرسيد ، و به جايگاه شايستهء خويش دست نيافت ، و پس از مرگ نيز ، شهرتى را كه سزاوار كسى چون اوست ، به دست نياورد ، كتابهاى او ، جز نهج البلاغه ، چنان كه بايد منتشر نشدند ، و حتى ديوان شعر او ، با آن همه گفته‌هاى شگفت انگيز و انواع مطالب و الا ، به همه جاى شايسته گسترش نيافت . خطيب بغدادى ، در تاريخ بغداد مىگويد : شنيدم كه ابو عبد اللّه محمد بن عبد اللّه كاتب ، در محضر ابو الحسين بن محفوظ - كه يكى از رؤساء بود - مىگفت : شنيدم كه گروهى از آگاهان به ادبيات مىگويند : رضي از همهء افراد قبيلهء قريش شاعرتر است . بن محفوظ گفت : اين سخن صحيح است ، در ميان قريش كسانى بوده‌اند كه خوب شعر مىگفته‌اند ولى شعر كمى دارند . ليكن خوب گوى پرگوى كسى در ميان آنان جز شريف نيست . « 1 » سيّد رضى ، چنان قدرتى در شاعرى داشت كه در برابر پيشنهاد

--> ( 1 ) . طه عبد الرءوف سعد ، مقدمه بر كتاب المجازات النبويه ، سيد رضى ، ص 17 .