سيد محمد مهدى جعفرى

54

سيد رضى ( فارسى )

شدند . عده‌اى به گردآورى اشعار او همت گماشته‌اند . آخرين كسى كه آن را گردآورى كرد ابو حكيم المعلم عبد اللّه الخبرى ( ف . 476 ه ) است . و اين ديوان كه اكنون مشتمل بر بيش از 6300 بيت در انواع شعر است پيوسته در ميان مردم دست به دست مىگرديده آن را مىخواندند و به شگفتى دچار مىشدند و اشعارش را حفظ مىكردند . در روزگار سيّد هم بزرگان ادب و سخنورى توجّه بسيارى به اشعار او نشان مىدادند . اديب و سخن شناس و نويسندهء بزرگ ، صاحب بن عبّاد قطعه‌اى از شعر سيّد به دستش مىافتد و چنان شيفته مىشود كه كسى را به بغداد مىفرستد تا از روى ديوان سيّد رضى نسخه‌اى بر دارد و برايش ببرد . و اين جريان در سال 385 ه كه سيد 26 سال بيشتر نداشت اتفاق افتاده است . چون سيّد رضى از اين كار آگاه شد ، نسخه‌اى از ديوان خود را برايش فرستاد ، و قصيده‌اى به همين مناسبت سرود و به همراه ديوان برايش فرستاد . از ابيات آن قصيده است : بينى و بينك حرمتان تلاقتا * نثرى الّذي بك يقتدى و قصيده‌ى و وصائل الأدب التي تصل الفتى * لا باتّصال قبائل و جدود إن أهد أشعارى إليك فإنه * كالسّرد أعرضه على داود ( ديوان 1 - 290 ) ميان من و تو دو احترام به يكديگر بر خوردند : نثر و قصيدهء من كه از نثر و شعر تو دنباله روى مىكنند ، ميراث ادبياتى كه به شخص مىرسد ، از پيوند قبيله‌ها و نياكان نيست ، اگر شعرهايم را به پيشگاه تو اهدا مىكنم ، چون زرهى است كه به داود پيشكش كنم . و « تقيه » دختر سيف الدوله ( ف . 399 ه ) از مصر كس به بغداد فرستاد