سيد محمد مهدى جعفرى
44
سيد رضى ( فارسى )
خداداى خويش را به كار انداخته بود ، و سپس نزد استادان زبر دستى در رشتهء خودشان درس خوانده بود ، توانست در دوران جوانى به تعليم شاگردانى بپردازد . و زكات علم ژرف و عميق خود را ، به مجتمع بپردازد . سيّد براى اين كه بتواند تعليم را به خوبى انجام دهد ، مدرسهاى در نزديكى خانهء خود ، در كوى كرخ بغداد ، تأسيس كرده آن را « دار العلم » ناميد . اين مدرسه ساختمانها و تالارهايى براى تدريس ، سخنرانى و محل تشكيل جلسات بحث و پژوهش و گفتگوهاى علمى داشت ، و غرفههايى براى زيست دانشجويان ، و در كنار آنها از كتابخانهء بزرگى بر خوردار بود كه با ارزشترين و مهمترين مراجع و منابع عربى و اسلامى را در خود جا داده بود . سيّد سرپرستى هر سه بخش مدرسه را خود به عهده داشت ، و شخصا به امور مدرسه و دانشجويان و كتابخانه رسيدگى مىكرد . تلاش پيوستهء او بر اين بود كه خيال دانشجو از جهت نيازهاى زندگى راحت باشد ، و با فراغ بال و آسودگى خاطر به درس خواندن و تحصيل بپردازد . از اين مدرسهء مشهور كه آوازهاش در سراسر عراق آن روز و مصر و ديگر سرزمينهاى اسلامى پيچيده بود ، دانشمندان بسيارى فارغ التحصيل شدند ، و هر يك به نوبهء خود دانشهاى فرا گرفته از سيّد را به نسلهاى ديگر منتقل كردند . در اينجا به اجمال چند تن از اين مشاهير را معرفى مىكنيم : 1 . ابو زيد سيد عبد اللّه الكبايكي الحسينى الجرجانى . فقيه عاليقدر ، و مجتهد محقق و عالم فاضل ، معروف به ابو زيد كبايكى . در خدمت سيد مرتضى و سيّد رضى هر دو شاگردى كرد ، و پس از در گذشت استادش ، از هر دو روايت مىكرد ، و به تدريس اشتغال پيدا كرد ، و حوزهء درسى داشت كه عدهاى از بزرگان علم و ادب در آن حوزه حاضر مىشدند ، و شاگردانى تربيت كرد كه يكى از آنان ، فرزند خود او ، ابو الفضل المنتصر ( ف . 533 ه ) از مشايخ ابن شهر آشوب مازندرانى است . تعليقات و رسائلى در فقه دارد . از دانشمندان قرن پنجم بغداد به شمار مىرود .