سيد محمد مهدى جعفرى
36
سيد رضى ( فارسى )
( متوفا به سال 377 ه ) : سوار كار ميدان علم و ادب ، و مقصد همهء دانشپژوهان كه كتابهايش مرجع تحقيقات ژرف و با ارزش است . در روزگار خويش پيشواى علم نحو بود . مدتى در حلب ، در خدمت سيف الدولهء حمدانى به سر مىبرد ، و ميان او و متنبى گفتگوها و مذاكرات و مناقشات لغوى جريان داشته است . پايگاه او در نحو به جايى رسيد كه برخى از اديبان وى را برتر از مبرد به شمار آوردهاند . و شاگردانى چون ابن جنى موصلى و على بن عيسى شيرازى و مانند آنان داشته است . عضد الدوله او را بر همگنانش مقدّم مىداشت . كتاب تكمله ، و مسائل شيرازيات را ( در 13 جلد ) براى او نگاشت . از آثار او الايضاح در نحو ، المقصود و الممدود ، الحجّة في علل القراءات است . سيد رضى نحو را در نزد وى آموخت ، و در كتاب خودش المجازات النبويه از او روايت مىكند . از او اجازهء نقل از كتاب الايضاح را دارد . ( 3 ) . ابو سعيد حسن بن عبد اللّه بن مرزبان بغدادى نحوى معروف به قاضى سيرافى ( متوفا به سال 368 ه ) : از بزرگان نحو و ادبيات بود ، و در بغداد علوم قرآن و نحو و زبان و فرايض درس مىداد . سيد رضى كمتر از ده سال داشت كه در نزد او نحو آموخت . مدتى در بغداد به قضاوت اشتغال داشت . از آثار او : شرح كتاب سيبويه ، شرح مقصورهء ابن دريد و جز آنهاست . گويند از سيد رضى پرسيد : اگر گفته شود : « رأيت عمرو » علامت نصب آن چيست ؟ رضى گفت : بغض على بن أبى طالب ! سيرافى از اطلاع و حاضر جوابى نو جوان نه ساله كه به ايهام سخن گفته ، نصب را به معناى دشمنى و بدخواهى بيان كرده بود تعجب كرد . « 1 » حاضران همه از
--> ( 1 ) « عمر » به علّت معدوله بودن لفظ و علميت ، غير منصرف است ، و اسمهاى غير منصرف تنوين نمىپذيرند و جرّشان هم به فتح است . لذا نمىتوان گفت : « رأيت عمرا » بايد گفت : « رأيت عمر » و اگر چنان كلمهاى ديديم ، بايد آن را « عمرا » خواند كه منصوب عمرو است ، و به دليل همين قاعده ، اين دو اسم با يكديگر اشتباه نمىشوند ، لذا نوشتن « عمروا » لازم نيست .