محمد قنبرى

66

شناخت نامهء كلينى و الكافى ( فارسى )

دو نكته : 1 . تنها عامل تضعيف روايات ، تعارض روايات ضعيف با روايات قويى است كه قول مشهور و يا اجماع منقول بر آن است . 2 . آوردن رواياتى در ابواب نوادر دليلى بر ضعف آنها نيست . زيرا در اين ابواب ، روايات فراوان ، صحيح ، منقول نزد اصحاب و عمل شده وجود دارد . لذا نمىتوان گفت كتاب نوادر محمد بن ابى عمير كه ثقه و جليل القدر نزد همگان است به آن عمل نمىشود ، با اين‌كه خود صدوق آن را در ابتداى من لا يحضر ، از كتب مشهور و مرجع و قابل اعتماد شمرده است . چنان‌كه بسيار روشن است كه روايتى در نظر برخى راجح و نزد عده‌اى ديگر مرجوح ، و يا نزد برخى قوى و در نظر برخى ضعيف باشد . با اين توضيح ، سرّ پاسخ مثبت دادن صدوق به درخواست سيد شريف در نوشتن كتابى براى آنان كه دسترسى به فقيه ندارند ، روشن مىگردد . اين افراد نيازى به اخبار اصول و فروع مختلف و متعارض ندارند ، زيرا از راه حل‌هاى اخبار متعارض آگاهى ندارند و كتاب صدوق براى اين‌گونه افراد است . در حالى كه كافى براى فقيهان است و هر كس كه فقيه‌تر باشد ، بهرهء او از كافى بيشتر خواهد بود . به علاوه ، شيخ صدوق در بابى از ابواب كتاب الارث فقط يك روايت نقل كرده و آن هم روايتى است كه از كلينى نقل نموده است . فصل هفتم : رأى و عمل علّامه مجلسى چرا علّامه مجلسى در شرح خود بر اصول كافى به نام مرآة العقول رأى به ضعيف بودن برخى اسناد روايات داده است . پاسخ : اولًا اين كار به انگيزهء تقويت آنچه شيخ كلينى و متقدمين از او تقويت كرده‌اند ، و به تضعيف آنچه ضعيف شمرده‌اند بوده است . ثانياً ضعيف شمردن برخى روايات را به قول مشهور صاحبنظران نسبت داده است تا جايى كه در موارد متعدّد ، از جمله باب صفة العلم مىگويد : ضعيف على المشهور معتبر عندى .