محمد قنبرى

57

شناخت نامهء كلينى و الكافى ( فارسى )

12 . علّامه نورى در خاتمهء مستدرك مىفرمايد : اگر چه ادله چهارگانه استنباط ، كتاب ، سنت ، عقل و اجماع مىباشند ، اما با دقت افزون‌تر در فروع مىفهميم كه استنباطهاى از طريق غير سنت ، بسيار قليل‌اند . و منشأ استنباطهاى فراوانى در حلال و حرام ، كتب اربعه مخصوصاً خورشيد ميان اين ستارگان يعنى كافى شريف مىباشد . با اندك تأملى در مىيابيم كه از دقت در تك تك رجال سند حديث بىنيازيم و به صدور و صحت احاديث به اصطلاح قدما « 1 » اطمينان حاصل مىشود . در ادامه ، توضيحات مفصلى در امتياز كافى از كتب اربعه به وسيله آراء صاحبنظران متقدم و متأخر مىآورد . « 2 » 13 . علّامه شوشترى در مقدمهء قاموس الرجال مىگويد : ما به عمل شيخ طوسى در دو كتابش در بيان صحيح و قوى و ضعيف و حسن احاديث ، نيازى نداريم . زيرا تمام واسطه‌هاى ميان او و صاحبان كتب و اصول ، در واقع مشايخ اجازه كتب غير بوده‌اند . هم‌چنان كه به تصريح صدوق در معروفيت طرقش به كتب بىنيازيم . زيرا آن كتب فى نفسه مشهورند . در ادامه پيرامون كافى مىفرمايد : بسيارى از رجالِ رواياتش مشايخ اجازه و غالب مروياتش از مصنفات اصحاب ائمه عليهم السلام و اصول آنها گرفته شده‌اند . 14 . علّامه مجلسى در مرآة العقول ، ضمن توضيح حديثى از امام جواد عليه السلام پيرامون كتبى كه اصحاب صادقين عليهما السلام نوشته‌اند ، صحت مرويات و جواز رجوع به كتب اربعه و عمل به احاديث‌شان و روايت كردن آن اخبار را آورده است . 15 . مولى محمد تقى مجلسى در فايده يازدهم از فوايد مقدمه شرحش بر من لا يحضر مىگويد : احاديث مرسله كلينى و ابن بابويه و تمام احاديث كافى و من لا يحضر صحيح‌اند . و شهادت اين دو بزرگوار بر صحت منقولاتشان در اول كتاب‌هايشان ، از شهادت اصحاب رجال ما كمتر نيست و در صحت مجموعه روايى كافى ،

--> ( 1 ) . وجود و اثبات صحت انتساب اين احاديث به معصوم در اصول يا كتب عرضه شده به امام عليه السلام مانند كتاب حلبى ، يونس بن عبدالرحمن و فضل بن شاذان ، ملاك صحت به اصطلاح قدما بوده است . ( 2 ) . مستدرك الوسائل ( چاپ سنگى قديم ) ، ج 3 ، ص 532 - 547 .