محمد قنبرى
47
شناخت نامهء كلينى و الكافى ( فارسى )
قرار گرفتهاند ، از جمله : 1 . اصل يونس بن عبدالرحمن به امام رضا عليه السلام ، 2 . اصل فضل بن شاذان به امام حسن عسكرى عليه السلام . فصل دوم : اعتبار اصول با عنايت به اينكه كتب اربعه ، از اصول گرفته شدهاند ، ضرورى است كه از ميزان اعتبار و صحت و سقم آن منابع نيز سخن بگوييم . اصول مورد گفتگو از كتب معروف ، مشهور و مورد اعتمادى است كه مانند نسبت كتب اربعه به مشايخ ثلاث ، انتساب آنها به نويسندگانشان امرى مسلم و قطعى و واقعيت متواترى در ميان اصحاب علم و حديث مىباشد . بسيارى از آنها به دست برخى بزرگان رسيده كه در آثار خود ، مستقيماً از آنها نقل كردهاند ، و يا به دست بزرگانى چون ابن ادريس ( در كتاب سرائر ) و محقق ( در كتاب معتبر ) و علّامه حلى ( در كتاب مختلف ) و محدث بصير شيخ حر عاملى ( در وسايل ) و علّامه نورى ( در مستدرك ) رسيده است . به طورى كه شيخ حر عاملى از بيش از نود اصل ، و مؤلف مستدرك از بيشتر از پنجاه اصل ، نقل روايت كردهاند . و من ( على نمازى ) كه كمترين اهل علم و حديث هستم ، بيشتر از بيست اصل در اختيار دارم ، كه هفت اصل را از نسخه خطى آن كه نزد علّامه امينى در كتابخانهء نجف اشرف بود ، نوشتم . و شانزده اصل را به صورت چاپ شده در اختيار دارم . دلايل و قراينى در اعتبار اصول موجود است . از جمله : 1 . نزد هر عاقلى بعيد به نظر مىآيد كه اصول مزبور - با اينكه بنا به تصريح شيخ صدوق و طوسى در كتبشان ، نزد اينان بوده است - نزد كلينى نبوده باشند . زيرا غالب اين اصول به مشايخ اين دو بزرگوار ، از طريق مشايخ كلينى مىرسد . ( چنانكه در بيان تفصيلى اصول آمده است ) . 2 . كلينى تمام وسايط نقل احاديث را در اول سندهايشان مىآورد ، كه در واقع بيان طرق و راههاى اجازهاش به مؤلفين اصول است . اگر اين سندها را ، طرق اجازهء او