محمد قنبرى
79
شناخت نامهء كلينى و الكافى ( فارسى )
مىفرمايند ! چطور حضرت كلينى استاد امثال زرارىها و صفوانىها و عمانىها براى تأمين چنين مقصدى خطير كه با سرنوشت اماميه مرتبط است به بغداد ، نرود ، و اين آفرينش برجسته خويش را در حريم اشراف آن حضرت تكميل نسازد و به آن حضرت عرضه ندارد ! اين دهقان پاك نژاد رازى خواهرزادهء جناب « علّان الكلينى » كه با نبود امكانات و فقد اسباب كامل با اتكال به آستان حضرت مسبب الاسباب ، آن همه امكانات آفريد و اسباب و وسائل مهيا ساخت امكان ارتباط به نواب عصر غيبت صغرى و تشرف به خدمتشان و عرضهء جزوههاى جامع كافى به آنها همانند شمس فى رابعة النهار است مع ذلك آن بزرگوار در انجام اين فريضه تعلل ورزد و كوتاهى كند ! حاشا از چنين خيالى دربارهء اين برگزيدهء خداوند منان ، انسان هر چه هم دير باور باشد با مطالعهء احوال اين نابغه رازى اطمينان حاصل مىكند كه عمده انگيزهء آن بزرگوار در اين مهاجرت ، لقاء آن امناء اللَّه تعالى و اتمام و انجام اين مأموريت الهى در مرآى و منظر آنان و احياناً عرضه كتاب كافى به آستان قدس حضرت خاتم الاوصياء عليه و عليهم السلام بود چنانكه عرضه اصول و كتب احاديث بر ائمهء پيش از آن حضرت ، سنتى بوده معروف و معمول بها . اطمينان داريم كه عمده انگيزه كلينى رضى الله عنه در مهاجرتش به بغداد ، تحصيل نظارت سفراء عصر غيبت صغرى ، بر كتاب شريف كافى بوده و به حدس قابل اعتماد اميد عرضه داشتن آن ، به محضر مبارك امام زمان عليه السلام بوده است ، و با ملاحظهء قراينى كه در دست است ، حرمان آن بزرگوار از تحقيق اين اميد ، بعيد به نظر مىرسد ، كه از جملهء آن قراين ماجراى جناب ثقه ، على بن محمد بن ابراهيم رازى كلينى مشهور به علّان است كه استاد و خال كلينى است كه در كافى بدون واسطه از وى روايت مىكند ، و از افراد آن عدهاى است كه كلينى به واسطه آنها از سهل بن زياد روايت مىكند . به نقل معاجم رجال حديث ، جناب على بن محمد علّان مذكور براى سفر حج از حضرت صاحب الامر عليه السلام استيذان نمودند ، توقيع مبارك از ناحيهء مقدسه بيرون آمد :