محمد قنبرى

64

شناخت نامهء كلينى و الكافى ( فارسى )

كتابى كرده بود كه « يأخذ منه من يريد علم الدين والعمل به بالآثار الصحيحة عن الصادقين عليهم السلام » « 1 » استنباط كرده‌اند كه : تمام احاديث كافى صحيح و غيرقابل رد است ، ولى استاد الفقهاء حضرت آية اللَّه خوئى در پاسخ آنها تأكيد مىكنند كه : اولًا سائل ، از وى درخواست كرده كتابى كه مشتمل بر آثار صحيح از « صادقين » باشد بنويسد و شرط نكرده كه غيرصحيح و يا از غيرصادقين ولو استطراداً نباشد و لذا چنان‌كه ديديم ، در آن ، هم غير صحيح هست و هم از غير صادقين وجود دارد . ثانياً اگر منظور مرحوم كلينى اين است : همه اخبارى كه در كافى آورده ذاتاً صحيح هستند كه چنين نيست و اگر منظورش اين است كه قراين خارجيه دلالت بر صحت آنها دارد ، اين امر ، ممكن است اما بعيد است كه براى همه آن روايات ، چنين قراينى وجود داشته باشد . به علاوه اين ، يك اجتهاد شخصى از ناحيه اوست كه اگر آن قراين ادعايى به ما مىرسيد ، چه بسا چنان يقينى بر صحت آن روايات ، براى ما حاصل نمىشد . ثالثاً چنان‌كه ديديم : رواياتى در كافى وجود دارد كه اگر ادعا نكنيم كه قطع به عدم صدور آنها از معصوم عليه السلام داريم ، لا اقل شك در صدور آنها خواهيم داشت ، عليهذا چگونه ممكن است كه ادعاى قطع ، بر صحت همه روايات كافى داشته باشيم ؟ ! معظم له در پايان ، اين‌گونه نتيجه مىگيرند : والمتحصل ، انه لم تثبت صحة جميع روايات الكافى بل لا شك فى ان بعضها ضعيفة بل أن بعضها يطمئن بعدم صدورها من المعصوم عليه السلام . « 2 » و قطعاً ستايش‌هايى كه از بزرگان ، در مورد كتاب كافى رسيده « 3 » و همچنين انتقاداتى كه برخى از مغرضان ، بر كتاب كافى وارد كرده‌اند ، « 4 » بيش از اين مقدار ، نخواهد بود . و اما اين‌كه برخى از مغرضين ، بدون توجه به اين‌كه كلينى در چه زمانى ( يازده قرن

--> ( 1 ) . اصول كافى ، ج 1 ، ص 8 . ( 2 ) . معجم رجال الحديث ، ج 1 ، ص 87 - 92 . ( 3 ) . به مقدمهء اصول كافى و مستدرك الوسائل ، ج 3 ، فايده 4 مراجعه شود . ( 4 ) . مسوده وهابى وطنى ؛ و نوشته‌هاى احسان الهى ظهير .