محمد قنبرى
605
شناخت نامهء كلينى و الكافى ( فارسى )
آقاى شبيرى مىنويسد : « ايراد على بن حسن بن فضال دربارهء ابو حمزهء ثمالى قابل قبول نخواهد بود ، زيرا فطحى است » اين دربارهء اختلاف مذاهب شيعه بحث مستدلى در كتاب معرفة الحديث خود آوردهام . اگر كسى فطحى بودن را دليل فسق و بىايمانى مىشناسد اول كتاب معرفة الحديث را نقض كند سپس به طرح اين سخن بپردازد . عجب است كه تمام فقها احاديث على بن حسن بن فضال را دربارهء حلال و حرام خدا به عنوان حديث موثق پذيرفتهاند ولى آقاى شبيرى سخن او را دربارهء ابو حمزهء ثمالى رد مىكند . ابن النجاشى در شرح حال اين مرد مىنويسد : ابوالحسن على بن حسن بن على بن فضال ، در كوفه فقيه شيعيان و چهرهء درخشان فقها و مورد وثوق آنان و آشنا به حديث بود كه سخن او دربارهء حديث حجت بود . احاديث فراوانى از اساتيد خود سماعاً روايت مىكند . كسى نديد كه لغزشى مرتكب شده باشد و يا عيبى در كار او بوده باشد و كمتر اتفاق افتاده است كه از راويان ضعيف روايت كرده باشد . اين مرد فطحى مذهب بود اين مرد چندان تقواى علمى داشت كه شخصاً از پدرش روايت نمىكرد مىگفت : « من با پدرم حسن بن فضال به مقابلهء كتابهايش مىپرداختم و كتابهاى او را خواندهام و شنيدهام ولى در آن تاريخ 18 سال داشتم و هنگام خواندن و شنيدن ، معناى حديث را درست نمىفهميدم ، لذا بر خود حلال نمىدانم كه روايات پدرم را شخصاً روايت كنم » و لذا احاديث پدرش را به توسط برادرانش احمد و محمد از پدرش روايت مىكرد . على بن حسن بن فضال ، حتى در عهد ابن النجاشى كه قرن پنجم هجرى باشد ، مورد توجه بوده است تا آنجا كه تأليفات او جزء كتابهاى رايج درسى بود و ابن النجاشى مىگويد : « من دوازده جلد از كتابهاى فقهى او را كه شامل احاديث او باشد نزد استادم قرائت كردهام و كتاب رجال او را هم درس گرفتهام . كشى در رجال خود ص 530 مىگويد : من از استادم عياشى معروف پرسيدم : على بن حسن بن فضال را چگونه مىشناسى ؟ عياشى گفت : من تمام عراق و ناحيهء