محمد قنبرى
535
شناخت نامهء كلينى و الكافى ( فارسى )
الكرام ، لأنه كان أضبط الاصول و أجمعها و أحسن مؤلفات الفرقة الناجية و أعظمها ؛ « 1 » شروع كردم به كتاب كافى ، از آنِ شيخ صدوق ( بسيار راستگو ) ثقة الاسلام ، پذيرفتهء همه اقشار مردم ، ستايش شدهء عوام و خواص ، محمد بن يعقوب كلينى كه خدا او را با ائمهء كرام محشور فرمايد ، زيرا آن كتاب در ميان مآخذ گروه اماميه مضبوطتر و جامعتر و عظيمترين است و بهترين تأليف فرقهء ناجيه است . نويسنده گويد : اين بود برخى از قضاوتهاى دانشمندان نقاد و نكتهسنج و موشكافى كه سخن آنها ، حتى كلمات و حروف آنها ، حساب و ميزان دارد . اين مردان الهى و رجال برجستهء تاريخ بشرى ، ابتدا در كتب درايه خود ، مقدار ارزش كلماتى مانند : ثقة ، أوثق ، خبير ، بصير ، عارف ، ثبت ، عدل و مانند اينها را معين مىكنند و سپس هر يك را براى موردى كه لياقت آن را دارد به كار مىبرند . ما از تعاريف اين دانشمندان موشكاف و كنجكاو طى 1200 سال ، نسبت به ثقة الاسلام كلينى - عطّر اللَّه مضجعه الشريف - دريافتيم كه آنها مىخواهند بگويند در ميان صدها كتاب حديث و اصول معتمد شيعه ، ما تنها چهار كتاب كافى ، تهذيب ، استبصار و من لا يحضره الفقيه را به عنوان معتبرترين كتب حديث انتخاب كردهايم ، و در ميان اين چهار كتاب ، صحيحتر ، دقيقتر ، معتبرتر از همه ، كتاب شريف كافى است .
--> ( 1 ) . به نقل از مستدرك الوسائل ، ج 3 ، ص 532 .