محمد قنبرى
533
شناخت نامهء كلينى و الكافى ( فارسى )
بعضى از معاصرين ما عقيده دارند كه كتاب كافى به حضرت صاحب الزمان ( عج ) عرضه گشته ، زيرا كلينى رحمه الله در زمان غيبت صغرى مىزيسته كه نامهها و رسالههاى شيعه از اقطار زمين به آن حضرت مىرسيده و بيشتر اوقات وكلاى حضرت ، دسترسى به او داشتهاند ، پس چگونه مىشود كه شيخ كلينى در همچو زمانى كتابى بنويسد و بخواهد مرجع عقايد و احكام شيعه باشد و او بتواند آن كتاب را بر حضرت عرضه كند و چنين كارى را نكند ؟ علامه مامقانى گويد : اين سخن نزديك به قبول است . مجلسى اول رحمه الله پس از بيان همين مقدمات مىگويد : ممكن است هر حديثى كه در كتاب كافى به عنوان « و قد قال العالم » يا به عنوان « فى حديث آخر » يا مانند اينها باشد ، از حضرت صاحب الزمان عليه السلام نقل شده است و مرحوم كلينى آن حديث را توسط يكى از سفراى آن حضرت اخذ كرده باشد مگر اينكه قرينهاى باشد و ما را از اين رأى باز دارد . « 1 » محدث نورى - نوّر اللَّه مضجعه - گويد : الكافى أحد الكتب الأربعة التى عليها تدور رحى مذهب الفرقة الناجية . . . و كتاب الكافى بينها كالشمس بين نجوم السماء و امتاز عنها بامور ؛ « 2 » كتاب كافى يكى از چهار كتابى است كه سنگ آسياب مذهب اماميه گرد آن مىچرخد ( قطب مذهب شيعه است ) . . . كتاب كافى در ميان اين چهار كتاب ، نسبت خورشيد را در ميان ستارگان دارد . سپس امتيازاتى براى اين كتاب نقل مىكند . شيخ آقابزرگ تهرانى قدس سره گويد : الكافى و هو أجلّ الكتب الأربعة ، الاصول المعتمدة عليه لم يكتب مثله فى المنقول عن آل الرسول ؛ « 3 » كتاب كافى اجل كتب اربعه است كه شيعه بر آنها اعتماد دارد و در ميان كتبى كه
--> ( 1 ) . به نقل از تنقيح المقال ، ج 3 ، ص 202 . ( 2 ) . مستدرك ، ج 3 ، ص 532 . ( 3 ) . الذريعة ، ج 17 ، ص 245 .