محمد قنبرى

496

شناخت نامهء كلينى و الكافى ( فارسى )

1 . ايشان مدعى هستند كه جز كتب اربعه - و برخى از كتب ديگر كه مرحوم مجلسى از آنها كمتر استفاده كرده است - تمام كتاب‌ها غير متواتر بوده و به طريق وِجاده به دست آن علامهء بزرگ رسيده است و اثبات آن ، به عباراتى از مقدمهء بحار مستمسك شده‌اند كه در آن ، راجع به منابع بحار آمده است : « إنا وجدنا منه نسخة » و يا مثلًا در مورد كتاب الامامة گفته شده است كه : « وصل الينا منه نسخة قديمة مصححة » و . . . . به عنوان مقدمه عرض مىشود كه احاديث به طرق مختلف روايت مىشوند مانند سماع ، قرائت ، مناوله و . . . يكى از اين راه‌ها ، اجازه مىباشد . اجازهء روايت خود بر دو قسم است : يكى اجازه همراه با مناوله باشد يعنى شيخ روايت ، كتابى را به شاگرد داده و به او اجازهء روايت آن را مىدهد . قسمت دوم ، اين است كه اجازه همراه مناوله و اعطاى كتاب نباشد . نظر علماى عامه و خاصه بر اعتبار روايتى كه به طريق اجازه روايت شده - خواه اجازه همراه مناوله باشد ، خواه مجرد از آن - استقرار يافته است . « 1 » يكى از طرق ديگر روايت ، و جاده است و معنى آن اين است كه انسان كتابى را در جايى ببيند بدون اين‌كه به طريق سماع ، قرائت و . . . و نيز بدون اين‌كه به طريق اجازه به او رسيده باشد . كتاب وجاده‌اى اگر اطمينان به صحت نسخهء آن باشد ، معتبر و گرنه از درجهء اعتبار ساقط است . « 2 » با اين توضيحات روشن مىشود كه به مجرد ديدن كلمهء « وجدت » نمىتوان به وجاده‌اى بودن كتاب حكم كرد ، زيرا ممكن است كتاب به طريق اجازه‌اى روايت شده باشد ولى اين اجازه همراه با مناوله كتاب نباشد بلكه ممكن است مرحوم مجلسى پس از يافتن اين كتب ، آنها را در نزد مشايخ و اساتيد ، قرائت كرده باشد . و همچنان كه در مقالهء پيشين گذشت ، غير از كتب اربعه كتاب‌هاى بسيار ديگرى به روش اجازه به

--> ( 1 ) . وصول الاخيار الى اصول الاخبار ، حسين بن عبدالصمد عاملى ، ص 135 . ( 2 ) . وصول الاخيار ، ص 143 .