محمد قنبرى

480

شناخت نامهء كلينى و الكافى ( فارسى )

بنابراين در اين سال در سنى بوده‌اند كه صلاحيت شيخ روايت بودن را داشته‌اند . 4 . على بن ابىالقاسم السيروانى 5 . ابوالقاسم حسين بن على بن احمد المهلبى . « 1 » راوى دوم و سوم در سال 326 ، مسلماً نوجوان نبوده‌اند و ترجمهء ديگران را در كتب رجالى نيافتم و بنابراين معلوم نيست كه در هنگام سماع كافى از كلينى ، در چه سنى بوده‌اند . در مصاحبه بعد از مطالبى كه در مورد كافى و مؤلف آن كلينى گفته شده و ما آنها را نقل كرديم آمده است : « هيچ كس كلينى را با نام و وصف و شرح زندگانى معرفى نمىكند ، همه مىگويند كلينى صاحب كافى و بعد در سايهء كتاب كافى كلينى را مىستايند ، معلوم مىشود كه كلينى در زندگى و حشر با مردم به شهرت نرسيده است بلكه با نوشتن اين كتاب به شهرت رسيده است . » ولى ، در كتب تراجم شيخ كلينى را صرف‌نظر از كافى ، مورد ستايش قرار داده‌اند ، نجاشى در مورد او مىگويد : « شيخ أصحابنا فى وقته بالرى و وجههم » . « 2 » بنابراين جزء شيوخ طائفه اماميه - و آن هم در رى كه به گفتهء آقاى بهبودى كافى در آنجا عرضه نشده است - محسوب مىشده است . ابن حجر در مورد او مىگويد : من رئوس فضلاء الشيعة فى ايام المقتدر « 3 » و مانند اين كلام در تاج العروس آمده است ، « 4 » ابن اثير و طيبى او را يكى از مجددين از فقهاء در رأس سدهء سوم هجرى مىشمرند ، « 5 » بنابراين كلينى نه

--> ( 1 ) . اين پنج مورد از نسخه خطى كافى ، شماره 481 در مدرسهء فيضيه كتاب الزكوة ، ( باب مايحب فى المال من الحقوق ) يادداشت شده است . ( 2 ) . رجال نجاشى ، ص 266 . ( 3 ) . تبصير المنتبه ، ابن حجر عسقلانى احمد بن على ، الدار المصريه للتأليف و الترجمه ، 1383 ق ، القسم الثالث ، ص 1219 . ( 4 ) . تاج العروس ، محمد مرتضى زبيدى ، منشورات دار مكتبة الحياه ، بيروت ، ج 9 ، ص 322 . ( 5 ) . روضات الجنات [ به نقل از طيبى در شرح مصابيح بغوى ] محمد باقر بن زين العابدين خوانسارى ، مكتبةاسماعيليان ، تهران و قم ، 1390 ق ، ج 6 ، ص 106 ؛ رجال بحر العلوم ، ج 3 ، ص 330 به نقل از جامع الاصول ابن اثير و شرح مشكوة طيبى ؛ زبده ، شيخ بهائى محمد بن حسين بن عبدالصمد ، مطبوع در ابتدا حبل المتين ، ص 7 ، [ به نقل از جامع الاصول ] چاپ بصيرتى ( افست از چاپ سال 1321 ) و بسيارى از كتب ديگر .