محمد قنبرى

472

شناخت نامهء كلينى و الكافى ( فارسى )

خواهيم پرداخت . تنها در اينجا به همين مقدار بسنده مىكنيم كه اين كتاب به هيچ‌وجه از روش علمى تحقيق پيروى نكرده است و براى اين‌كه اين ادعا ، بدون دليل نباشد نمونه‌اى را براى داورى به پيشگاه متخصصان علم رجال و درايه عرضه مىداريم : در اين كتاب در قسمت ضعفا ، نام ثابت بن دينار ، ابوحمزه ثمالى را ذكر كرده‌اند و عبارت نجاشى را در توثيق او آورده‌اند . نجاشى در ضمن ترجمه او از محمد بن عمر جعابى خصوصيات او را نقل مىكند كه در ضمن آن آمده است . « و كان من خيار اصحابنا الخ » و نيز توثيق شيخ را ذكر كرده‌اند و در مقابل اين توثيق‌ها عبارتى را از كشى نقل مىنمايند كه در آن على بن حسن بن فضال در مذمت ابوحمزه سخنى مىراند و مىگويد : « و كان ابوحمزه يشرب النبيذ و متهم به » يعنى ابوحمزه نبيذ مىنوشيده است و متهم بدان بوده است ، و بعد از اتمام كلام كشى ، آقاى بهبودى اظهارنظر نموده‌اند كه : اقول : انما وثقه الاصحاب لاعتقادهم ان فسق الجوارح و خطاء الافعال لايضر بالصدق و عندى ان خبر الفاسق مردود اليه حتى يعرف صدقه من ناحية اخرى و هذا الرجل كان فاسقاً لشربه النبيذ الخ . « 1 » كه حاصل اين سخن اين است كه علماى رجالى بدين جهت او را توثيق نموده‌اند كه اعتقاد داشته‌اند كه فاسق و بدكردار بودن به صدق ضررى نمىرساند ولى به اعتقاد من خبر فاسق قابل اعتنا نيست مگر اين‌كه صدق او از جهت ديگرى شناخته شده باشد و اين شخص فاسق بوده است چون نبيذ مىنوشيده است و در پايان به چند كتاب رجالى كه در آن نام ابوحمزه ثمالى وارد شده ارجاع داده‌اند ، مانند مشيخة فقيه من لا يحضره الفقيه . « 2 » ج 4 ، ص 444 ، معجم رجال الحديث ، ج 4 ، ص 281 ، در اينجا ما

--> ( 1 ) . معرفة الحديث ، محمدباقر بهبودى ، مركز انتشارات علمى و فرهنگى ، تهران ، 1362 ش ، ص 121 . ( 2 ) . نام مشهور اين كتاب من لا يحضره الفقيه است ولى به خاطر بى معنى بودن اين نام ، در يك چاپ از آن ، اين‌كتاب را با نام فقيه من لا يحضره الفقيه به چاپ رسانده‌اند ، ولى نام صحيح كتاب شيخ صدوق ، كتاب من لا يحضره الفقيه است - لفظ كتاب جزء نام است - هم‌چنان كه از خطبهء كتاب برمىآيد ، رجوع كنيد به مقالهء « بررسى اعلام المكاسب و بررسى نقد آن » كه در شمارهء 9 مجلهء نور علم ، به چاپ خواهد رسيد .