محمد قنبرى
452
شناخت نامهء كلينى و الكافى ( فارسى )
داخلى ( سند روايت ) و يا قرائن خارجى بر صدور آن از معصومين عليهم السلام گواهى دهد . حال مقصود از قرائن خارجى چيست ؟ - در اين جا مجال توضيح آن نيست - كسانى كه با اين اصطلاح آشنايى دارند ، از واقعيت اين نوع از قرائن كاملًا آگاه مىباشند . در اصطلاح قدما ، صحت حديث به معنى اطمينان و وثوق به صدور روايت از معصوم مىباشد ، خواه اين وثوق ، مولود وثاقت راويان آن حديث باشد ، و يا معلول يك رشته قرائنى كه صدور حديث را از معصوم كاملًا تصديق و تأييد نمايد ، اتفاقاً اين اصطلاح در مذاكرات روزانه ما نيز حاكم است . همگان در موارد گزارشهاى و اصل چنين اصطلاحى را به كار مىبريم ، و صحت گزارش را گاهى از وثاقت و راستگويى گزارشگر آن به دست مىآوريم ، و گاهى يك رشته قرائن موجود در اطراف گزارش ، صحت و استوارى آن را ثابت مىنمايد . و در هر دو صورت ، گزارش را صحيح و استوار مىخوانيم . در اعصار ديرينه ، بسيارى از فقيهان اين اصطلاح را مبناى استنباط و افتاء خود قرار داده ، و به رواياتى عمل مىنمودند كه از نظر آنان مورد وثوق باشد . اصطلاح رايج فقهاى شيعه تا قرن هفتم در مورد روايت صحيح همين بود ، هر موقع كلمهء « حديث صحيح » ، از بيان و يا خامهء آنان تراوش مىنمود ، جز حديث مورد وثوق چيز ديگرى به ذهن آنان خطور نمىكرد و كتابهاى فقهى و استنباطى خود را بر اين اساس نگاشتهاند و كسانى كه با كتب قدما آشنايى مختصرى دارند از وجود اين اصطلاح و گسترش آن در ميان آنان كاملًا آگاه مىباشند . « 1 » اكنون كه با اصطلاح قدما در مورد « حديث صحيح » آشنا شديم ، شايسته است با اصطلاح متأخران در اين مورد نيز آشنا گرديم :
--> ( 1 ) . براى اطلاع بيشتر به كتابهاى عدة الاصول ، ج 1 ، فصل « فى ذكر القرائن التى تدل على صحّة أخبار الآحاد » ص 367 ، كتاب وافى اثر مرحوم محدث كاشانى ، ج 1 ، ص 11 ، و كتاب مشرق الشمسين نگارش شيخ بهائى مىتوان مراجعه كرد .