محمد قنبرى

450

شناخت نامهء كلينى و الكافى ( فارسى )

نام يوسف صديق عرضه كردم كه تنها مايه و نكات و اشارات آن ، قرآن مجيد است و در آن از اساطير مذهبى پرهيز شده است . در اين جا اجازه مىخواهم كه توجه هنرمندان فيلم و تئاتر را به اين كتاب تاريخى جلب كنم . بعد از آن كتابى كوچك به نام عمرهء قرآن و پس از آن كتابى به نام ارث كه آيات ارث قرآن را مستقلًا مورد بحث و تفسير قرار داده نوشته‌ام . از ديگر آثار بنده كتابى است به نام ربا كه همراه كتاب ارث تجليد شده است و نيز اثرى ديگر به نام بعثت - عاشورا كه تحليل دقيقى از حديث « حسين منّى و أنا من حسين » را ارائه مىدهد . به اضافهء بحثى در سورهء كوثر با نام ميلاديهء انسيهء حورا . بحث « حسين منى و انا من حسين » قبلًا در يادنامهء علامه امينى به چاپ رسيده بود . كتابى ، يا بهتر بگويم جزوه‌اى ديگر با نام اصول الدين على ضوء نهج البلاغه هم نوشته‌ام كه در سال 1359 به وسيلهء اولين كنگرهء نهج البلاغه چاپ و منتشر شد و سپس در سومين كنگره ، ترجمه‌اى بر آن افزودم و مجموع متن و ترجمه به نام اصول دين در پرتو نهج البلاغه سال 1362 به وسيلهء وزارت ارشاد اسلامى به چاپ رسيد . از سلسله درس‌هايى كه در كتابخانه‌ها در مسجد جعفرى ( قيطريه ) القا مىشد دو قسمت آن از نوار پياده شد و يكى با نام هفت آسمان و ديگرى با نام جبر و اختيار در سال 1357 منتشر شده است . ضمناً دو جلد از مجلدات الغدير كه جلد هفتم و هشتم باشد به وسيلهء من ترجمه و تصحيح شده است . اين دو جلد ، ترجمهء جلد چهارم اصل است كه سيصد و پنجاه صفحهء آن حاوى اشعار بزرگان مذهب است - از قبيل غديريهء مهيار ديلمى و سيد شريف رضى و برادرش سيد مرتضى و جماعتى ديگر - كه نثر اين جلد فقط پنجاه صفحه است . سخن به درازا كشيد . اميدوارم مايهء ملال نشود . راجع به كتاب صحيح الكافى در سه جلد و ترجمهء آن به نام گزيدهء كافى در 6 جلد كه سه جلد آن به چاپ رسيده است ، قبلًا توضيح دادم . همچنين دربارهء كتاب معرفة الحديث و تاريخ نشره و تدوينه و ثقافته عند الشيعة الاماميه سخنى كوتاه به ميان آمد . همين تذكر در پايان سخن كافى است . واللَّه المستعان . كيهان فرهنگى : با تشكر از جناب‌عالى ، برايتان طول عمر با بركت و سلامت آرزو داريم .