محمد قنبرى
447
شناخت نامهء كلينى و الكافى ( فارسى )
به سنت و مراجعه به اهل بيت عصمت عليهم السلام باز دارند ، تلاوت الفاظ قرآن را خواه معناى آن را بفهمند يا نفهمند ، خواه عامل به قرآن باشند يا نه ، جزء عبادات شرعى قلمداد كردند و براى خواندن يك آيه و يا يك سوره ثوابهاى گزاف و گاهى مسخره و نامعقول نوشتند . حتى در آن تاريخ به فرمانداران اعزامى سفارش مىكردند كه مردم را با حديث رسول خدا سرگرم مكنيد ، بگذاريد مردم قرآن بخوانند . در حالى كه قرآن فرياد مىزند بايد آيات قرآن با دقت و درايت مورد مطالعه و تدبر قرار بگيرد نه آن كه مانند ورد درويشان به لقلقهء زبانى اكتفا گردد . اگر ملاحظه مىكنيم كه قرآن مجيد مىگويد : « فَاقْرَؤُا ما تَيَسَّرَ مِنْهُ » « 1 » يعنى به مقدار يك سورهء قرآن اكتفا نماييد به حكم سنت و احاديث اهل بيت عصمت عليهم السلام اين آيه مربوط به نماز است كه اگر وقت نمازگزاران وسيع باشد سورههاى طولانى بخوانند و اگر وقت نمازگزاران تنگ باشد ، سورههاى كوتاه بخوانند ولى در هر حال خواندن سوره را ترك نكنند . اما قرائت در خارج نماز ، بايد به منظور درك مفاهيم قرآنى باشد و بس . نمونهء اين جعليات ، روايت مشهورى است از ابىّ بن كعب كه براى سورهء قرآن ثواب مىنويسد و مفسرين سنى - و در تعقيب آنان مفسرين شيعه - به درج آن احاديث همت گماشتند ، در حالى كه ناقدين حديث اعلام كردهاند كه اين احاديث همه و همه جعلى است . اين مسائل در كتب فنى مانند كشف الخفاء عجلونى و الأخبار الموضوعه ملاعلى قارى و الميزان ذهبى مورد اعتراف و تأييد همگان است . در رابطه با همين تز « حسبنا كتاب اللَّه » موقعى كه جمعى به درك و فهم قرآن پرداختند به وسيلهء سران خلافت مضروب و مطرود شدند ، زيرا سران خلافت نمىخواستند مردم قرآن را بفهمند بلكه مىخواستند مردم فقط قرآن را بخوانند ، لذا ايادى آنان دست به جعل احاديثى زدند كه رسول خدا صلى الله عليه و آله مردم را از فهم و تدبر در قرآن و بحث و تحقيق به صورت تفسير موضوعى منع كرده و فرموده است : « از چه رو مىبينم آيات خدا را با هم مقايسه مىكنيد ؟ امتهاى پيشين با همين كارها هلاك و
--> ( 1 ) . سورهء مزمل ، آيهء 20 .