محمد قنبرى
427
شناخت نامهء كلينى و الكافى ( فارسى )
علم بدون ايمان - حتى علم توحيد - را به كرسى نشانده است . « 1 » 4 . مكايد شيطان يكى از نكات مورد اهتمام مؤلف بزرگوار تبيين مكايد گوناگون شيطان و متناسب با اصناف و اشخاص مختلف است . ايشان گويند : چه بسا كه شيطان و نفس اماره انسان را سالهاى طولانى دعوت به اعمال صالحه و اخلاق حميده و پيروى از شريعت مطهره كنند به اميد آنكه او را مبتلا به اعجاب و خودپسندى كنند ، و انسان را با همه مشقتها و رياضات ساقط كنند . پس غرور علمى و خودخواهى و خودپسندى يكى از مهلكات است كه انسان را به شقاوت كشاند . . . و خوددارى و نگهبانى از نفس از مشكلترين امور است كه بايد به خداى تعالى پناه برد و از او طلب دستگيرى كرد . و به قدرى مكايد نفس و شيطان گاهى دقيق شود كه با هيچ شكافى نتوان آن دقايق و مكايد را كشف كرد ، مگر با توفيق خدا و دستگيرى او . « 2 » 5 . حب دنيا و نفس مؤلف بزرگوار منشأ همهء مفاسد را حب دنيا و شعبهها و شاخههاى آن مىداند و اين حقيقت را كه در حديث كوتاه « حبّ الدنيا رأس كلّ خطيئة » آمده به خوبى شرح داده و تبيين كرده است : اسّ اساس وام الامراض را بايد حب دنيا ، كه رأس تمام خطيئات است ، دانست . و چون حب دنيا در دل متمكن شد ، به مجرد آن با يكى از شؤون دنياوى مزاحمتى حاصل شد ، قوهء غضب فوران كند و عنان اختيار را از دست بگيرد و متملك نفس شود ، و انسان را از جادهء شريعت و عقل خارج كند . پس علاج اساسى اين قوه ، به قلع مادهء آن است كه آن حب دنياست . و اگر انسان نفس را از اين حب تطهير كند ، به شؤون دنيايى سهل انگارى كند و از فقدان جاه و مال و منصب و رياست ، طمأنينه نفس را از دست ندهد ، و حقيقت حلم و بردبارى و
--> ( 1 ) . ص 87 ، 91 - 93 ، 200 - 203 . ( 2 ) . ص 413 - 414 .