محمد قنبرى
409
شناخت نامهء كلينى و الكافى ( فارسى )
كه شرح كتابهاى عقل و علم و توحيد و حجّت را داشته باشد ، بررسى كنيم ، تا روشن شود كدام يك از شرح ملّاصدرا استفاده كرده و يا به آن نظر انتقادى داشتهاند . نگارنده ، دربارهء يكى از اين شرحها كه مىتوان گفت ردّى است بر شرح ملّاصدرا و مطالب فلسفى و عرفانى آن ، در آينده به خواست خدا مقالهاى خواهد نوشت . تا اينجا به اين نتيجه رسيديم كه لااقل چند شرح از شرحهاى معروف كافى ، از شرح ملّاصدرا بهره فراوان بردهاند ؛ امّا ملّاصدرا ظاهراً از هيچ شرحى ، حتّى از تعليقه استادش ميرداماد هم بهره نبرده است . يادكرد ملّاصدرا از دو استاد خود البته ملّاصدرا چند جا از دو استاد و شيخِ اجازه خود ، ميرداماد و شيخ بهايى ياد كرده و مطالبى نقل مىكند . در اوائل كتاب مىنويسد : ذكر شيخنا البهائى و سندنا فى العلوم النقلية روّح اللَّه روحه فى كتابه الأربعين . . . . « 1 » در كتاب فضل العلم مىنويسد : قال شيخنا المكرّم بهاء الملّة والدين العاملى عظّم اللَّه قدره فى كتابه المسمّى ب مشرق الشمسين . . . . « 2 » در شرح حديث « من حفظ على أمتي . . . » گويد : انّ المراد ليس مجردّ حفظ اللفظ كما توهّمه بعض الأعلام . « 3 » ظاهراً مقصود از « بعض الاعلام » شيخ بهايى است . و در ذيل حديث 340 مىنويسد : وهذا الحديث مما أخرجه شيخنا البهائى رحمه الله فى كتابه المسمّى ب الكشكول . « 4 » و در ذيل حديث بيست و يكم كتاب العقل كافى ، بخشى از فتوحات مكيه را از اربعين شيخ بهايى نقل مىكند . « 5 »
--> ( 1 ) . شرح اصول الكافى ، ج 1 ، ص 200 . ( 2 ) . همان ، ج 2 ، ص 28 ؛ مشرق الشمسين ، ص 8 . ( 3 ) . همان ، ص 255 . ( 4 ) . همان ، ج 3 ، ص 381 . ( 5 ) . همان ، ج 1 ، ص 559 .