محمد قنبرى
371
شناخت نامهء كلينى و الكافى ( فارسى )
مىرود ؛ بلكه تبديل به شرّيت بالعرض مىگردد « 1 » و در بيشتر فصلهاى كتاب ، ذيل توضيح هر يك از جنود عقل و جهل ، لشكر عقل را فطرىِ آدمى برشمرده است . « 2 » 2 . سَرَيان علم در هستى از جمله مباحث قرآنى و فلسفى ، سريان علم در تمام اجزاى هستى است . آنچه تا كنون به استناد عقل و وحى مسلّم شده ، اين است كه علم در بخشى از موجودات هستى ، شامل : فرشته ، انسان و جن ، سارى است . سريان مرتبهاى از فهم و شعور در حيوان نيز فى الجمله پذيرفته شده است ؛ امّا سريان علم در عالم نباتات ، بويژه ، در هالهاى از ابهام است . علم و دستاوردهاى تجربى ، در اين زمينه سكوت كردهاند . فلسفه ، تلاش كرده است با قانون مساوقيت و جدايى ناپذيرى وجود و علم ، ثابت كند كه هر موجودى به ميزانى كه از وجود بهره دارد ، از علم و شعور نيز بهره دارد ؛ هر چند ميان فلاسفه در اين زمينه اتّفاق نظر وجود ندارد . آنچه مهمتر و اساسىتر به نظر مىرسد ، ظاهر ، بلكه صراحت وحى و روايات در اين زمينه است . ميان مفسّران و محدّثان در چگونگى فهم و دريافت از ظاهر اين دسته از آيات و روايات ، اختلاف چشمگيرى وجود دارد . در ميان طرفداران و منكران سريان شعور در تمام اجزاى هستى ، صاحب نظران صاحب نامى وجود دارند . حضرت امام رحمه الله ، از جمله بزرگانى است كه در نوشتههاى خود ، بر سريان شعور در اجزاى هستى ، پاى فشرده است . ايشان در كتاب مورد بحث ، ذيل اين عنوان كه « علم ، از افضل فضايل است » ، چنين آورده است : اين مطلب ، به برهان متين پيوسته است كه دار وجود ، دار علم است و ذرّهاى از موجودات ، حتّى جمادات و نباتات ، خالى از علم نيستند و به اندازه حظّ وجودى ، حظّ از علم دارند . « 3 »
--> ( 1 ) . همان ، ص 82 . ( 2 ) . براى نمونه ر . ك : همان ، ص 116 ، 136 ، 164 ، 185 ، 194 و . . . . ( 3 ) . همان ، ص 259 - 260 .